را لب دريا برده ، پياده شديم . اين عمارت از بناهاى « سلطان عبد المجيد خان » است ، « 1 » كه واقعا نمونهاى است از « بهشت » .
اولا : بسيار بزرگ است ، نتوانستيم بيش از ربع آن را تماشا كنيم .
ثانيا : به قدرى پول در اين عمارت خرج شده ، كه بهتر از اين ، حالا ممكن نيست در « اسلامبول » عمارتى بنا كنند .
بعد از آنكه از پلههاى مرمر چند بالا رفتيم ، داخل تالار بزرگى ، پردههاى بزرگ روغنى در اطراف نصب كرده بودند . تمام اتاقها را از تختههاى رنگين فرش كردهاند . در وسط اتاقها ، براى [ آنكه ] پا نلغزد ، قالى به عرض 3 چارك « 2 » گستردهاند ، كه روى آن راه بروند .
پردهء روغنى بسيار اعلائى ديده شد . صورت اهل « مصر » را كشيدهاند ، در حينى كه راه افتادهاند به زيارت « مكه » بروند . خيلى خوب كشيده بودند ، و هم بالنسبه پردهء بزرگى بود . تقريبا 6 ذرع در 4 ذرع مىشد .
از اين قبيل اتاقها ، متعدد ديده شد .
بعد رفتيم [ به ] مرتبه « 3 » دويّم . طرفين پلكان ، « 4 » معجر بلور بود و بالاى پلّه ، غلام گردش مانندى بود كه ستونهاى بزرگ « سنگ سماق » « 5 » داشت . منتها اليه اين مرتبه « حمّام » بود . تماما از « سنگ مرمر » شفاف روشن ، مثل آينه مىدرخشيد . گلدان بزرگى به طول يك ذرع و نيم يكپارچه از « سنگ يشم » ديده شد . بسيار چيز نادر و پاكيزهاى بود .
از آنجا پائين رفته ، داخل « گالرى » شديم . دالان طويل مسقّفى بود كه طرفين آن پردههاى رنگى و آبى و دورنماهاى ساده و رنگين ، همه كار استادان ماهر و نقاشان
هامش
( 1 ) . « دلمه باغچه » ياFilled in gardenدر زمان سلطان احمد اول ( 1607 - 1617 م . ) بنا نهاده شد ، اما سلطان پعبد المجيد بر عمارت آن افزود .( Turkey , 170 - 172 ).
( 2 ) . مخفف چهار يك ، ربع ، يك چهارم ، در سيستم وزنى ايران معادل 10 سير و يك چهارم ذرع .
( 3 ) . منظور : طبقه .
( 4 ) . در اصل : پلهكان
( 5 ) . سنگ سماق( Porphyre ). گونهاى از سنگهاى آذرين كه داراى بلورهاى بزرگ و كوچك از كوارتز و پيروكسن و آمفيبول و ميكا است . سنگى است سخت و متمايل به صورتى يا سبز است و رنگ آن بسته به عناصر متشكلهاش تغيير مىيابد . چون استقامت و سختى جالبتوجه دارد ، درپى ابنيه و ستونهاى سنگى عمارات و نيز ساختى سنگ آسيا به كار مىرود .