بعد از شام ، من خطبهاى به نام اعليحضرت اقدس « ملكه معظمه » - دامته ملكتها و شوكتها « 1 » - خوانده ، به سلامتى وجود مبارك اعليحضرت ايشان و تبريك پنجاهم سال سلطنت ، همه آشاميدند .
بعد ، ميستر « فن » ، نايب و معتمد اول سفارت بهيهء « انگليس » ، نطق غرّائى كردند مبنى بر دولتخواهى حضرت اقدس اعلى حضور پرنور نظام الملك آصفجاه « 2 » - مدظلّه العالى « 3 » - و تمجيد از خدمات والد مرحوم « 4 » و خود من ، و به سلامتى حضرت اعلى حضور پرنور - مدّ ظلّه العالى - نوشيده ، از سر ميز برخاستند و رفتند بالاخانه .
پس از دو سه دقيقه تأمل ، پايين آمده ، در صحن مهمانخانه رقص مختصرى كرده ، مجلس برخاسته شد . « 5 » به حمد الله به نهايت خوش گذشت .
پس از تشريف بردن ايشان ، من هم به خوابگاه رفته ، خوابيدم .
روز سهشنبه ، سلخ « 6 » [ رمضان 1304 ه . ق . ]
تا عصر از منزل بيرون نرفتم .
قبل از ظهر ، ميستر « وكيل » ، معتمد وزارت اعظم ، از جانب جناب جلالت « 7 » مآب « كامل پاشاى صدر اعظم » ، آمده ، عذرخواهى كرد كه جناب معظم له ، به واسطهء بعد مسافت و علالت مزاج نتوانستند خودشان بيايند . با معزى اليه قدرى صحبت شد .
سر نهار رفتم .
بعد از نهار ، چند دقيقه چرت زدم . طرف عصر ، به اتفاق تمام همراهان رفتيم [ به ] « اسلامبول » ، چونكه فردا « عيد فطر » است و اينجا اين عيد را خيلى خوب مىگيرند و
هامش
( 1 ) . پادشاهى و شوكت او مستدام باد .
( 2 ) . مير قمر الدين فرزند شهاب الدين ( 1082 - 1161 ه . ق . ) ، ملقب به « نظام الملك آصفجاه » ، مؤسس سلسله آصفجاهى در حيدرآباد دكن هندوستان بود . در سال 1887 م . كه « عماد السلطنه » به « لندن » سفر كرده بود ، « مير محبوب على خان » بهعنوان « نظام ششم » بر اين منطقه حكومت مىكرد .
( 3 ) . سايهء عالى ( رفيع ) او مستدام باد ( تداوم يابد ، دراز باد ) .
( 4 ) . نواب مير تراب على خان شجاع الدوله سر سالار جنگ مختار الملك ، كه از سال 1269 تا 1300 ه . ق .
نخست وزير پادشاهى حيدرآباد دكن بود .
( 5 ) . در اينجا به معنى موقوف كردن مجلس ، آرام ايستادن ، توقف كردن ، برافتادن ، ورافتادن .
( 6 ) . منظور : آخر ( 30 رمضان ) .
( 7 ) . كسى كه مرجعش بزرگى است . در مراسلات در خطاب به بزرگتر اين را مىنويسند .