بعد از آن به قورخانه كه در جزو ميدان بود ، رفته ، 2 توپ شكسته [ در ] آنجا بود .
چند عرادهء « توپ » ، [ كه ] علامت قورخانه است ، ديده شد . در ميدان هم 3 عراده توپ سوار حاضر بود .
صبح دوشنبه ، بيست و نهم [ ذى القعده ]
با « صارم الدوله » ، به كنار « اردو » كه محل مشق سرباز و نشان تيراندازى توپچى بود ، رفته ، چند عراده توپ در آنجا آورده بودند . توپچيان ، چند تير توپ انداخته ، نشان را نزدند . يك تير « صارم الدوله » انداخت ، خوب نشان را زد .
بعد ، تفنگهاى « هارتين بارطين » را آورده ، 500 قدمى نشان را گذارده ، هريك 8 تير انداخته ؛ چون آن روز « گردباد پرزور » مىآمد ، نخورد .
آن روز عصر ، بنا بود « حضرت و الا » تشريف بياورند ، به جهت شدت داشتن « گردباد » ، نيامدند .
يوم سهشنبه ، غرّه [ ذى الحجة ]
كه روز « خلعتپوشان » بود ، 2 ساعت از روز گذشته ، « حضرت و الا » به « خلعت پوشان » رفته ؛ افواج « سواره » و « پياده » و « توپچى » ، به جهت « خلعتپوشان » - كه در آن سمت شهر معين كرده بودند - چادر زده ؛ خانهزاد شمشير مرحمتى را برداشته ، به « خلعتپوشان » روانه گرديد .
100 قدم مانده ، « حضرت و الا » ، در كمال خضوع ، استقبال نموده ، لازمهء احترام به عمل آورده ، به خاك افتاد . شمشير مبارك را به كمر بسته ، مراجعت به چادر نمودند .
در همانجا نشسته ، « سواره » و « سرباز » را سان ديده ؛ وقت سان ديدن ، چند تير توپ شليك شد .
اسامى افواج « سرباز » و « سواره » از اين قرار است :
توپ و سرباز :
توپ : 6 عراده
سرباز : 4 فوج « 1 » 3700
[ 1 ] فوج « سيلاخور » مأمور « عربستان » 100
[ 2 ] فوج « جلالى » 100
هامش
( 1 ) . تمام اعداد به حساب سياقى نوشته شده است .