« احمد خان » ، كه سال قبل حامل خلعت مهر طلعت بود ، راه را بلد بود . جلو افتاده ، در تاريكى شب از نهرهاى زياد ، به هزار مرارت و زحمت ، با اسبهاى مانده ، 12 فرسنگ راه رانده ، چند دفعه « احمد خان » و « ميرزا يوسف خان » [ به ] زمين خورده ، به « خفّت » و « مشقت » هرچه تمامتر ، وارد « اردو » شده ، در چادر « صارم الدوله » ، كه قرار داده بودند ، منزل نمود . و در « همدان » زكام عارض شده ، رفع شده بود . شب را استراحت نمود .
صبح يكشنبه ، بيست و هشتم [ ذى القعده ]
2 ساعت از روز گذشته ، « حضرت و الا » مشرف گرديد . خيلى اظهار مرحمت فرمودند .
از سلامتى وجود مسعود مبارك « اعلى حضرت اقدس شاهنشاهى » - روحى و ارواح العالمين فداه - جويا شده ، استقامت وجود مبارك را عرض نمود و كمال شكرگذارى را نموده ، « خلعتپوشانى » را يوم سهشنبه ، غره « 1 » شهر ذى الحجه قرار دادهاند .
وضع اردو ، خيلى به نظم و قاعده بود . جلو چادر « حضرت و الا » ، به قدر يك ميدان ، چادر ندارد ، مگر چادرهاى « عملهجات خلوت » ، كه بهطور مربّع زده شده ؛ چادر سايرين را خيلى عقب زده ؛ در حقيقت ، تعريف دارد .
هرروز ، طرف عصر ، « توپچى » و « سرباز » مشق نموده ، نشان گذارده ، تيراندازى مىنمايند .
بيست و هشتم « 2 » [ ذى القعده ]
4 ساعت به غروب مانده ، « حضرت و الا » [ به ] « تلگرافخانه » احضار شده ، آن روز « تيراندازى » موقوف شد . بنده هم در ركاب « حضرت و الا » به « تلگرافخانه » رفته ، « عمارت ديوانى » آنجا را گردش نموده ، وضع آنجا از اين قرار است :
اول ، ميدان توپخانه است ؛ بعد ، ديوانخانهء حكومتى بسيار وسيع . قريب [ به ] 78 درخت « چنار كهن » دارد . دو سه حياط بزرگ است ، ولى يك اتاق نشيمن ندارد .
همگى خراب است [ و ] مشغول تعمير بودند . منزل حاكم منحصر به يك اتاق است و اندرونى حياط خلوت مختصرى است كوچك .
هامش
( 1 ) . اول .
( 2 ) . تكرار تاريخ در اينجا ، ظاهرا به خاطر ثبت واقعه احضار والى است .