با هزار درد و الم شب را به روز آورده ، صبح حركت شد .
بيست و چهارم جمادى الاولى 1297 [ ه . ق . ]
امروز ، در هنگام حركت از قريه « مولان » ، شيخ الاسلام « گرمدوز » ، « ملا خان محمد » به ديدن جناب « آقا » آمده بود .
تا نصف راه ، از قحطى اين صفحات حكايتها نقل مىكرد كه گوش را طاقت شنيدن نبود .
در حالتى كه از شدائد حالات دلسوز دهكدهنشينان اين دهات مىگفت ، جمعى از كاروانيان « مولان » كه براى تحصيل آذوقه به « اهر » رفته بودند ، پيدا شدند ؛ ولى در چه حالت ، همه سرشكسته و لخت شده ؛ و در بين راه ، بعضى از ضعف زخمهاى كارى ، وامانده .
« رستم بيك » ريشسفيدتر قريه مزبوره تحقيق اين حالت را از آنها نمود ، جواب دادند كه در مراجعت از « اهر » ، در بين راه [ و ] در كنار آب قريهء « چقانو » به قدر 50 نفر از آدمهاى « فرخ سلطان » بر سر كاروان ريخته ، هرچه از آذوقه به قدر قوت لايموت ابتياع شده بود ، با ساير چيزها به غارت بردند .
اكثر كاروانيان را مجروح و يكى را مقتول ساختند . حالا دست خالى با اين حالت [ به ] نزد اطفال خود مىرويم .
در حقيقت ، حالت آنها [ به ] نوعى مؤثر « 1 » بود ، كه دل هر ذىحسى را كباب مىكرد .
از آنها گذشته ، بعد از طى مسافتى ، به مقام خرّم و دلگشايى رسيديم ، كه « شاه يوردى » « 2 » مىناميدند . « 3 » مىگفتند مغفور و مبرور « نايب السلطنه » - اسكنه اللّه فى درجات السّرور - هنگام عزيمت به « قراباغ » ، اين مكان مطبوع طبع شريفشان شده ، چند روزى چون در اين موضع توقف نموده بودند ، از آن وقت موسوم به « شاه يوردى » شده است .
از آنجا به خط مستقيم به قلّهء كوه رفيعى ، مسمّى به « اوج قارداش لر » كه ابتداى جنگل بود ، با كمال احتياط و به انواع زحمات ، كه در هر قدم اسب پرت مىشد و
هامش
( 1 ) . در اصل : مأثر
( 2 ) . شاهيوردى در 40 كيلومترى جنوب رود ارس واقع شده است .
( 3 ) . جمله دعائى بهمعناى خداوند او را در درجههاى سرور و شادى سكونت و جاى دهد .