مىشد . در حقيقت ، خيلى چابكى « 1 » و زيركى مىنمود .
2 نفر « كمانچهزن » ، در حالتى كه على الاتصال « كمانچه » را در آغوش كشيده ، مىزدند ، بازىهاى عجيب و غريبى مىكردند . بعد از آن ريسمانباز آمد . قدرى در هوا [ و ] در روى سيم بازى كرد .
خيلى كارها مىكردند ، كه نوشتن همهء آنها باعث طول كلام است .
در آخر شب ، شبيه حكايت « ساندريتون » « 2 » را آورده ، مجلس ختم شد .
بهترين بازيگرها كه در ميان « سيرك » به همه جهت ، سواره يا پياده بازى مىكرد ، بازى « كودفردا » بود .
شب علاحده ، به مجلس « دانس » نجباى شهر كه « فروژدك » گويند ، رفته ؛ آنجا هم خالى از تماشا نبود .
نوزدهم ربيع الثانى 97 [ 12 ه . ق . ]
عمدهء معطلى اين چند روزه در شهر « تفليس » ، از جهت پيدا نشدن عرابه براى حمل ما يحتاج سفر بود ، كه به واسطهء سختى زمستان و كثرت برف و گرانى كاه جو ، از « تفليس » الى « سرحد » همهء عراب [ ه ] چىها ، دست از كرايهكشى كشيده بودند و كرايه هم 3 مقابل بالا رفته ؛ بعضى از حجّاج كه از نجبا و خوانين « قرهباغ » از « مكه » در همه جا متفق و همراه بودند ، راه « قرهباغ » را براى سرعت وصول به مقصد ، از راه « ايروان » ترجيح داده ، ضمنا جناب مستطاب آقاى « ثقة الاسلام » را به ولايت خودشان دعوت كردند و قدوم ميمنت لزوم آن وجود فايض الوجود را در اين موقع مغتنم شمرده ، به همين نيت عزم كرده ، طرف عصر از شهر « تفليس » حركت شد .
مقرب الخاقان « ميرزا محمود خان » قونسول ، به اتفاق « محمد على بيك » رئيس پوستخان [ ه ] هاى « ولاد قفقاز » تا منزل اولى به مشايعت آمده ، از آنجا وداع نموده ، مراجعت نمودند .
امروز در ظرف دو ساعت ، از سه چارپارخانه گذشته ، در چاپارخانهء سيّمى ، موسوم به « آلكت » توقف شد .
بيستم شهر ربيع الثانى 1297 [ ه . ق . ]
امروز صبح ، از منزل مزبور حركت كرده ، نهار را در قريه « كمىقيه » صرف نموده ،
هامش
( 1 ) . در اصل : چابكى
( 2 ) . نمايشنامه ساندرينون يا ساندريتون ؟