داده بودند ؛ وقتى مسيو سيمنوف فرانسه كه در خدمت دولت ايران است ، خواسته بود كه به عنف مستر تاد را از آنجا مسلوب الاختيار « 1 » سازد ، معذرت از امناى دولت بهيهء « 2 » انگريز برسد . . . جواب مطلب چهارم ، حال قريب به 2 سال است كه مستر تاد از ايران به هندوستان رفته است .
اگر واقعا اين شكايت قابل تقرير مىشد ، البته مستر مكنيل با آن همه بهانهجويى اين فقره را هم يك دفعه به امناى دولت عليه اظهار مىكرد و ديگر اينكه شما خود مرقوم فرمودهايد كه مسيو سمينوف مىخواست مستر تاد را از آن خانه مسلوب الاختيار سازد ، همينكه نكرد و نتوانست ، بديهى است كه به علت ممانعت اولياى دولت عليه بوده است ؛ قطع نظر از اينها ، 2 سال پيش يك نفر فرانسوى را با يك نفر انگريزى اگر بالفرض مباحثه داشتهاند ، به امناى دولت ايران چه مدخليت دارد كه مكتوبا عذرخواهى نمايند .
بندهء درگاه ، هرگاه اين فقره را از لفظ جناب لاردپالمرستان نشنيده بودم ، هرگز باور نمىكردم كه آن نوشته به حكم ايشان مرقوم شده باشد . » « 3 »
كلنل ژوزف دارسى ( اشتباه بزرگ تاريخى )
لويى رابينو مىگويد :
« ماژور ( سرگرد ) دارسى . افسر توپخانهى سلطنتى . عضو هيئت همراه سرگور اوزلى در 1810 م . سرپرست محصلين ايرانى اعزام به انگلستان از 1815 تا 1819 م . سايكس يادآور مىشود كه سرگرد دارسى را نبايد با دارسى تاد اشتباه كرد ، چرا كه دارسى تاد در سال 1808 م . متولد شد ، بنابراين نمىتوانسته است در سال 1810 م . سرگرد باشد . » « 4 »
با اين همه تعجب مىكنم كه بسيارى از تاريخنگاران پژوهشگران و حتى مصححان ايران باز هم مرتكب همين اشتباه مىشوند .
هامش
( 1 ) . فاقد اختيار ، بىاختيار .
( 2 ) . لقبى است كه در وزارت خارجه عصر قاجار به دولت روس مىدادند ، مانند سنيه براى دولت انگليس و عليه براى ايران . بعدها اين لقب به همهء دولتهاى خارجى اطلاق شد .
( 3 ) . شرح مأموريت آجودانباشى ، 442 - 443 .
( 4 ) . ديپلماتها و كنسولهاى ايران و انگليس ، 59 - 60 .