حضرت ذبيح اللّه ، « 1 » پى سنگى كه فراخور آن مقام باشد ، مىگرديدند . ناگاه از كوه ابو قبيس ندائى برآمد كه امانتى از تو در جوف من مخزون است . اكنون بيا كه امانت را تسليم كنم . حضرت ذبيح اللّه بدان مكان شتافت و حجر الاسود را در آنجا دريافت و با خود برداشته ، در جاى خود استوار داشت .
در ذكر بناى بيت و ما يتعلّق به است
آنچه از تفاسير و تواريخ مفصّله استنباط مىشود ، كعبه معظمه را 5 بار عمارت نمودهاند :
اول . بناى حضرت آدم ابو البشر - على نبيّنا و عليه السلام - بود ، به اتفاق جبرئيل - ع .
در اين خصوص اقوال مختلف است .
دويمى . بناء حضرت خليل الرحمن و اسماعيل - عليهما السلام - است در 1871 قبل از ميلاد حضرت عيسى - ع - ، كه از غايت شهرت محتاج تفصيل و بيان نيست .
سيّمى . بناء « قريش » است و آنچه در اين خصوص ، از كتب « تواريخ » به نظر رسيده ، مجملا مىنگارد كه در سال بيست و پنجم ولادت حضرت نبوى يا در سال سى و پنجم ولادت ، « قريش » را داعيهء آن شد كه كعبه را از بيخ بركنده ، عماراتى از نو بنا كنند .
و سبب اين شد كه بناى ديوارهاى كعبه بيش از قامتى نبود و سقفى نداشت . شبى دزدان مكه در وسط خانهء كعبه « اشياء نفيسه » و « وجوهات نقديّه » [ را ] هرچه مدفون بود ، به غارت بردند . بدين سبب « قريش » به تجديدبناى كعبه پرداخته ، تا 20 گز بالا بردند و با 6 ستون مسقف نمودند .
بعضى از « علما » گفتهاند كه كعبه بعد از حضرت ابراهيم با « عمالقه » و « جرهم » بود .
بعد از انقراض حكومت آنها « قريش » استيلا يافت . پس اوّل كسى كه بعد از حضرت ابراهيم تجديدبنا نمود ، « قصى بن كلاب » بود [ كه ] با چوب دوم « 2 » و جريد « 3 » خرما مسقف نمود .
هامش
( 1 ) . لقب اسحاق پيامبر . برخى دانشمندان و تفسيركنندگان كتاب دينى قرآن وى را اسماعيل مىدانند . اشاره به داستان قوچ و قربانى و نذر ابراهيم است .
( 2 ) . دوم( dum )، درخت بوى يهوديان و به هندى « كوكل » يا « گوگل » است ، خرماى هندى ، مقل .
( 3 ) . شاخههاى درخت خرما و يكى آن جريده است .