روايت ديگر به آن تصريح شده [ است ] .
سيّم : ام القرى ، به جهت منبسط شدن « زمين است » از زير « كعبه معظمه » در روز « دحو الارض » ، « 1 » چنانچه در كتب احاديث مشروح و مسطور است .
چهارم : بلد امين . چنانچه در « قرآن مجيد » وارد است :
« وَ هذَا
« 2 »
الْبَلَدِ الْأَمِينِ »
« 3 » . و « امين » به جهت آن گويند كه هميشه دست تطاول جبابره از آنجا كوتاه و در امان بوده است ؛ و اين شرافت به واسطه دعا « حضرت ابراهيم » - عليه السلام - بوده است .
پنجم : ام رحم . گويند كه مردم در آنجا به هم تصادف كرده ، به همديگر ترّحم مىكنند .
ششم : صلاح ، به فتح الصاد . از جهت وقوع صلح در آنجا اسم شد .
هفتم : مقدسه .
هشتم : قادسه ، و اين هردو اسم ، مأخوذ است از « قدس » ، كه به معنى « پاكى » است .
نهم : ناسه ، با نون و سين مهمله مشدّده .
دهم : نساسه - هردو مأخوذ است از « نسّ » ، كه به معنى « طرد » و « منع » است . و چون اهل بغى و طغيان از حرم مطرّدند ، « 4 » به اين مناسبت مسمّى به اين اسم شده است و به قول بعضى مأخوذ است از « نسّ » كه به معنى « قلّت ماء » است و به سبب كمى آب موسوم بدين اسم شده [ است ] .
يازدهم : باسته . « بس » به معنى « هلاكت » و « تلاشى » و « اضمحلال » است ، چنانكه در آيهء شريفه وارد است و
« بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا »
« 5 » و به جهت اضمحلال « ملحدين » و « ماردين » در اين حرم محترم بدين اسم مسمّى شده است .
دوازدهم : حاطمه ، كه ذنوب « 6 » خلايق در آن زمين مىشكند ، و يا اينكه مخالفين در آن مكان « منكوب » و « مخذول » گرديدند و « حطيم » اسم خاص ما بين « ركن » و « باب » است . در احاديث « اماميه » وجه تسميهء آن بهطور ديگر وارد شده و بعض دلائل عديده در كتب لغت ذكر نمودهاند ، كه در موضع خود نگاشته خواهد شد .
هامش
( 1 ) . مصادف با 25 يا 26 ذى القعده است .
( 2 ) . در اصل : وهذ
( 3 ) . قرآن - سوره تين - آيه 3 .
( 4 ) . دور كرده شده .
( 5 ) . قرآن - سوره واقعه - آيه 5 .
( 6 ) . جمع ذنب ، گناهان .