نمرههاى خانه و اسواق « 1 » را به وجه ممتاز درست كردند . در اين ميدان ، هفته [ اى ] دو روز ، « جمعه » و « يكشنبه » ، يك دسته عساكر موزيك مىنوازند .
تماشاخان [ ه ] ها و قهوهخان [ ه ] هاى مفرح زياد دارد ، كه از جمله قهوهخانه يكى « فردوس » است ، كه در لب دريا واقع شده و مجمع اهل عشرت و جامع اتاق « 2 » متعدد ، هريك مخصوص به يك صنف عيش است ، از جمله اتاقى « 3 » است مخصوص به بازى « بليارد » ، كه كرايهء آن روزى 100 جينهء مصرى است .
در اوطاقى « زنان مطربه » و « خوانندگان » نشسته ، هر يكى آلت طربى را به كنار كشيده و به لحنى خوش و آوازى دلكش مشغول هستند .
در جزو اين دستگاه ، زنى بود ، چنان مىخواند كه هوش از سر مستمعينش مىبرد .
از باغات شهر ، دو قطعه باغى است كه « جنينه » گويند . « جنينه » مصغّر « جنّت » است . هردو در « نزاهت » و « خضرت » ، قطعهء بهشت را مانند .
روزى به جهت تماشاى اين موضع بيرون رفتيم . يكى كه از ديگرى كوچكتر بود ، اوّل او را تماشاى نموديم . الحق وضع آن باغ و درختان و گلهاى رنگارنگ ، تحريرى نيست . در طرفى ، كوهى برافراشته و در روى آن اشجار جنگلى و خان [ ه ] هاى چوبى درست كرده ، كه خيلى غرابت داشت .
در اطراف حوض ، چند گلدان « زنبق مصنوعى » از آهن ريخته بودند ، كه پس از دقت بسيار ، باز تميز نمىتوان داد كه آيا مصنوعى است يا خلقتى ؟
در كنار نهرها ، قدحهاى چينى صورتى گذاشته ، چيزهاى غريبى خيلى داشت .
در خارج شهر نيز باغى كه يك نفر « فرنگى » موسوم به « مسيوابنوان » بنا كرده ، كه نظيرش در ملك « مصر » و « عثمانى » پيدا نمىشود . به اندازهء دو ميل از شهر دور تر [ و ] در كنار شعبهء آبى كه از رود نيل منشعب مىشود ، اتفاق افتاده [ است ] و سمت ديگر متصل به دريا است .
ديوارش محجر از آهنين كه حاجب ياورى نبوده ، اندرونى از بيرونى پيداست .
مجسمهء دو شير مهيبى را در دم در باغ گذاشته بودند ، كه هركس غفلتا مىديد ، واهمه مىكرد .
هامش
( 1 ) . بازارها ، جمع سوق .
( 2 ) . در اصل : اوطاق
( 3 ) . در اصل : اوطاق