[ ينوق ]
مقارن غروب آفتاب ، به استانسياى چهارم ، موسوم به « ينوق » رسيديم ، و به جهت استراحت رد نشده ، شب مانديم .
« ينوق » ، دهى است همه « ارمنىنشين » . زبانى را به غير از « روسى » و « ارمنى » بلد نيستند . رودخانهء كوچكى از كنار او جارى شده ، به درياچهء « كيجه » « 1 » مىريزد .
خود آبادى در مصب رود ، در كنار درياچهء « كيجه » واقع است ؛ و اين درياچه ، نسبت به « بحيره اروميّه » كوچكتر و طولش نسبت به عرض بيشتر است .
اين درياچه از جانب شرق محدود است به كوههاى منيع و رفيع ، كه در بعض جاها اين رشته جبال حدّ ما بين ولايت « قرهباغ » ، « شماخى » و « ايروان » است و از ساير جوانب وسيع و بلامانع است . و رودخان [ ه ] هاى متعدّد از اين كوهها جارى شده ، داخل درياچه مىشود .
در وسط اين « مرداب » تقريبا به قدر 1000 متر از ساحل دور تر ، جزيرهء كوچكى است كه چند خانوار « ارامنه » در آنجا ساكن و كليساى كوچكى درست كردهاند . مذكور شد كه جمعى از دختران باكره « ارامنه » ، ترك دنيا شده ، در اين جزيره گوشهنشينى را اختيار كردهاند .
آب اين « بحيره » شيرين و خوشمزه است ، و از اين جهت خيلى ماهىهاى لطيف مأكول يافت مىشود ، كه اهل قريه به قايقها نشسته ، به شكار مىروند .
اطراف درياچه ، جنگل است . عجب جاى « ييلاق » است كه در اين وقت تابستان ، هوا چنان سرد بود كه بى « بالاپوش » زيستن ممكن نبود . باد خنكى گاهى مىوزيد كه در « گارت » باوجود بالاپوش ، مزاحمت داشت .
نقل كردند كه در فصل زمستان ، به اين صفحات آنقدر برف مىبارد كه راهها را مسدود كرده ، مانع از عبور و مرور مىشود . مستحفظين طرق بايد هر ساعت برف را پاك و راه را باز نمايند .
از اين منزل تا سه منزل ديگر ، ستونهاى تلگرافى انگليسى از چوب است ، كه از شدّت سرما مصون و محفوظ باشند . خط تلگراف خود دولت بهيّهء « روس » ، از داخلهء خاك در همهجا از اين رشته مجزّا و با ستونهاى چوبى است .
هامش
( 1 ) . امروزه به آن درياچه سوان مىگويند .