سيم ، عمدا منى از خود بيرون آوردن .
چهارم ، بوى خوش استعمال و استشمام كردن .
پنجم ، روغن به خود ماليدن .
ششم ، دروغ گفتن و فحش دادن و قسم خوردن .
هفتم ، نظر كردن در آئينه .
هشتم ، پوشيدن جامهء بنددار و دوخته شده و گره زده ، و چكمه و جوراب پوشيدن و انگشتر به جهت زينت دست كردن .
نهم ، سر و گوش را پوشيدن .
دهم ، خون از خود بيرون آوردن به اختيار .
يازدهم ، استظلال يعنى زير سايه رفتن در حين حركت ، مثلا در شقدف و كجاوهء روپوشدار نبايد نشست و چتر نبايد گرفت .
دوازدهم ، چيدن و كندن مو و ناخن .
سيزدهم ، شپش كشتن يا انداختن او از بدن ، و كنه از شتر يا گوسفند انداختن .
چهاردهم ، كشتن هر حيوان مگر موش و عقرب .
شانزدهم ، كشتى گرفتن و جنگ كردن .
و همهء اينها كه گفته شد بايد محرم بپرهيزد در حالت عمد و اختيار است نه در حالت سهو و اضطرار . در صورتى كه عمدا يا سهوا هريك را مرتكب شد احرام باطل نمىشود . اما براى ارتكاب هريك كفارهء معينى است كه بايد بجا بياورد .
فاصلهء از جده تا مكه
از جده تا مكه دوازده فرسخ است . فرسخ صحيح را آنچه با ساعت تجربه كردهام اينست : سوارى كه به راه اسب برود و سبهسوار باشد ، ساعتى يك فرسخ راه طى مىكند . و قاطر و يابوى باردار مال چاروادار ، در زمين هموار يك فرسخ را در يك ساعت و نيم مىرود . و شتر قطار باردار ، يك فرسخ را در دو ساعت ربع كم طى مىنمايد . اينست كه از جده به مكه اگر سبهسوار با يابو و الاغهاى راهوار برود دوازده ساعت مىرسد و اگر با قاطر باردار و تخت برود ، از شانزده ساعت الى هيجده ساعت مىرسد . و اگر با شقدف و شتر قطار برود بيست و يك ساعت راه است بدون معطلى . چنانچه