رسيديم . از آن گذشته ، به سازنده و نوازنده و رقاص رسيديم . بعد از آنها به اهل شهر رسيديم ، كه از كوچك و بزرگ استقبال نموده بودند و يك ميدان به اردو مانده ، به فراشهاى خود سهام الدوله رسيديم كه به پيشرو افتادند .
با عيش و جلال تمام وارد اردو شده ، به سراپرده رسيده ، پياده شده ، داخل شديم .
چادر كه سهام الدوله دارد ، خيلى بزرگ و با تركيب ساختهاند . خودش هم [ مرد ] دارايى است . ميان چادر را همه با خوانچههاى « 1 » ( 56 ) شيرينى و قندهاى ارسى و مركبات الوان چيده بودند . آمديم ، در چادر قرار گرفتند . مشايخ اعراب ، آقايان عمال شهر و خوانين بختيارى و از توشمالان لرستانى كه بودند ، همه آمده ، در جاى خودشان قرار گرفتند و بعد از پياده شدن سهام الدوله شيبور كشيده ، بيست و يك توب انداختند .
بارى سهام الدوله [ 17 پ ] و مردم كه قرار گرفتند ، سليمان خان سهام الدوله اظهار دعاگويى و شكرگزارى « 2 » مرحمت شاهنشاهى را نمود . مردم همه دعاگوى وجود مبارك شدند و بعد همه سرپا ايستاده ، فرمان مبارك را ميرزا رضاى نورى ( 57 ) پيشكار سهام الدوله با كمال احترام به آواز بلند خواند و بعد دستخط مبارك را ميرزاى معروض خواند . باز نشستند . دعاگويى وجود مبارك و شكرگزارى نمودند و بعد قدرى شيرينى خورده طبّال و نىزن فوج بنا كردند به طبل و نى و شيپورزدن . بعد از اتمام آنها ، كشتىگيرها و بازيگرهاى مملكت ، ميمونبازها ؛ اينها قدرى كشتى گرفته ، عيش نمودند .
بعد از همهء آنها ، به همهء اينها انعام دادند . مجلس تمام شد .
توقف در خوزستان « 3 »
[ در خانهء آقا محمد جواد دزفولى ]
منزل براى خانزاد ، در ميان شهر ، خانهء آقامحمدجواد [ را كه ] آقاى [ و ] عمّال يك محله است ، قرار داده بودند . بعد فدوى از اردو سوار شده ، عازم شهر شديم . آقا محمد جواد ( 58 ) صاحب خانه هم همراه بود ، تا به پل رسيده ، پل را گذشته ، به دروازه رسيده ، داخل
هامش
( 1 ) . در اصل : خوانچهاى .
( 2 ) . در اصل : شكرگذارى .
( 3 ) . در اصل : عربستان .