9 . علىرغم اين كه نطنزى دربارهء آن مىنويسد : « قوم ساكى اگرچه زبان لرى دارند امّا در اصل لر نبودهاند » « 1 » ، از كهنترين قومهاى لرستان است كه در تمام فهرستهاى موجود نام آن وجود دارد . در دورهء فتحعلىشاه يكى از مقتدرترين ايلهاى لرستان بود كه اقتدار خان نيرومند آن - حسين خان ساكى - در منطقهء بالا گريوه ، هنوز زبانزد همگان است . ازاينرو در گزارشهاى اين دوره ، ساكى را در شمار طايفههاى بالاگريوه ذكر كردهاند و قلمروش را از هفتاد پهلو تا دشت رزه نوشتهاند « 2 » . با مرگ حسين خان اقتدار ساكى نيز فرو پاشيد . مردم آن در ميان زاغه تا شوش بهگونهاى پراكنده شدند كه به زمان ما نيز در آن به سر مىبرند و اكنون ساكى را بيشتر بهعنوان يكى از شاخههاى سگوند مىشناسند « 3 » .
10 - ديركوند ، دركون ، دركوند . نام گروهى از ايلهاى بالاگريوه ( بالاىكوه ، هم خانواده با « گر »
gar
، « گرين »
garin
« گرو »
garu
، « گرى »
, gar
، . . . (
garay -
و
AV . gairi -
) « 4 » است « 5 » و مهمترين شاخههاى آن را بهاروند ، مير و قلاوند دانستهاند . دركون در ميان اين مجموعه نام طايفهء مستقلى است كه بر نام كل مجموعه نيز اطلاق شده است و از نام درك ، نياى مشترك آنها ، گرفته شده است . مهمترين تيرههاى آن كلالىوند ، ساتياروند ، شوراوى ، ياقوند ، كرفوند ، طافى و زينىوند هستند « 6 » . ديركوندها از ساكنان اصلى ميانكوه لرستان هستند و بهعلت قرار گرفتن بر سر راه كاروانرو خرمآباد - دزفول در بيشتر متون سدههاى اخير نام و نشانى از آنها به ميان آمده است .
11 . نام گروهى از طايفههاى لرستانى كه با نام محل سكونتشان مشترك است . اين گروه به علت آنكه توليت امامزاده شاهزاده احمد را برعهده داشتهاند ، به اين نام مشهور
هامش
( 1 ) . نطنزى ، معين الدين ، منتخب التواريخ ، ص 53 .
( 2 ) . نك : لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 32 ؛ راولينسون ، گذر از زهاب به خوزستان ، ص 152 .
( 3 ) . نك : ايزد پناه ، آثار باستانى و تاريخى لرستان ، ج 2 ، ص 259 ؛ امان اللهى بهاروند ، سكندر ، قوم لر ، ص ص 133 ، 153 ، 160 .
( 4 ) . نك :Bartholomae , chr . Altiranisches Worterbuch , pp . 513 - 514( 5 ) . نك : راولينسون ، گذر از زهاب به خوزستان ، ص 152 ؛ چريكف ، سياحتنامهء مسيو چريكف ، ص 44 ؛ لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 33 .
( 6 ) . نك : امان اللهى بهاروند ، قوم لر ، ص ص 149 - 154 ؛ ساكى ، جغرافياى تاريخى و تاريخ لرستان ، ص 183 .