لرستان تطبيق دادهاند . « 1 »
آنچه در بررسى و شناخت ايلها و طايفههاى لرستان ضرورى به نظر مىرسد ، توجه به روند پيدايش ، رشد و گسترش و سرانجام سقوط و فروپاشى آنهاست : شناخت وضعيت هر ايل در دورههاى گوناگون تاريخى . اگرچه نبود گزارشهاى مفصل و مشروح اين كار را دشوار و در برخى جاها ناممكن ساخته است ، به هر حال از يكسو رشد و گسترش ايلها و پديد آمدن شاخهها و تيرههاى گوناگون آنها و از سوى ديگر تركيب شاخهها و تيرههاى ايلات با يكديگر ، به سبب مهاجرتها و ديگر عوامل تاريخى ، چنان دشواريى را ايجاد مىكند كه به درستى نمىتوان ساختار ( شجرهء ) ايلى و قلمرو خانوادگى هر ايل را روشن ساخت . بهطور مثال : ساكى يكى از كهنترين طايفههاى ساكن لرستان است كه در نخستين فهرستهاى موجود از آن به عنوان طايفهاى مستقل ياد شده است « 2 » .
در گزارشهاى متأخر جرو گروه ايلى گريوه بشمار مىآيد « 3 » در حالى كه به زمان ما يكى از شاخههاى سگوند است كه از زاغه تا شوش پراكنده شده است « 4 » ؛ يا ايلهايى كه به ديركون مشهورند خود از طايفههايى پديد آمدهاند كه به درستى نمىتوان نياى واحدى براى آنها پيدا كرد . « 5 »
از ديگر دشوارىهاى مطالعهء ايلهاى لرستانى ، دشوارى نام آنها است : چه از نظر ريشهشناسى كه افسانههاى گوناگونى براى هر يك ساختهاند و چه از نظر همگونى آنها با نامهاى جغرافيايى محل سكونتشان ، چنان كه نطنزى نيز مىنويسد :
هر قبيلهاى بهجهت علفخوارى روى به موضعى نهادند و بعضى به لقب پدر و بعضى به اسم موضعى كه قرار گرفتند نام قبيله بدان مشهور شد . « 6 »
از اينرو است كه هنوز به درستى نمىتوانيم دربارهء طايفهاى چون سگوند و . . . داورى كنيم . « 7 »
هامش
( 1 ) . نك : امان اللهى بهاروند ، سكندر ، قوم لر ، ص ص 130 - 140 .
( 2 ) . نك : مستوفى حمد الله ، تاريخ گزيده ، ص 549 .
( 3 ) . نك : راولينسون ، گذر از زهاب به خوزستان ، ص 125 .
( 4 ) . نك : امان اللهى بهاروند ، سكندر ، قوم لر ، ص 160 .
( 5 ) . نك : همانجا ، ص ص 149 - 150 .
( 6 ) . نطنزى ، معين الدين ، منتخب التواريخ ، ص 53 .
( 7 ) . نك : ص 217 ، يادداشت 20 .