آهو و شكار كوهى دارد . و پلنگ در كوهها زياد است . شير هم هست . از قرارى كه مىگفتند ، اژدهها هم دارد .
هيمهاش زياد است . كوهها همه جنگل مىباشد . معادن در اين كوهها زياد است .
و شهر بعد از خاقان مبرور « 1 » كه به دست ماكويىها افتاد ، زياد خراب نمودهاند ( 49 ) و الا در ايام قديم بسيار خوب شهرى بوده و آبش خوب نيست . قدرى سنگين است .
على الخصوص آب گلستان كه جيوه دارد ، خيلى بد است . [ 47 پ ]
احوالات [ اردوى ] شاهزاده اردشير ميرزا
و اردوى شاهزاده در اين مدت يكماه به شهر آمده ، مانده بودند . و الا همه اوقات در بيرون بهجهت انتظام و ماليات ايلات از جاىبهجاى مىكوچند . و در مدت يك ماه شاهزاده خودش در گلستان بود و همهء امورات اردو و زحمات ايلات لرستانى بالتّمام با جهانگير خان است ( 50 ) . با وجود جوانى ، بسيار قابل و زيرك و چيز فهم و كامل است . در امور ولايت و نظم اردو و ايلات و در خدمات ديوانى كمال دقت را دارد ، جاننثارى تمام مىكند .
[ عمارت گلستان و قلعهء فلك الافلاك ]
بارى در باب گلستان ( 51 ) و قلعه ( 52 ) اول عرض شد كه يك سنگى پيش روى شهر وقوع شده ، خيلى بلند است . اطراف سنگ را قلعه « 2 » كشيدهاند و در سر سنگ هم يك قلعهء محكمى درست نمودهاند . در اين قلعه عمارت بسيار خوب و اوطاق نقشنگارى و حمام درست كردهاند .
چونكه سنگ ميان واقع است ، راه آب ندارد . لكن سنگ [ را ] تراشيده ، بهقدر سى ذرع پايين برده ، چاه درست نموده كه با گاو [ آب را بالا ] كشيده ( 53 ) ، بهجهت « 3 » حمام و عمارات به كار مىبرند .
لكن اطراف سنگ را كه قلعه « 4 » كشيدهاند ، همه عمارات درست نمودهاند [ 48 ر ] از
هامش
( 1 ) . منظور : فتحعلى شاه قاجار .
( 2 ) . قلعه : بارو و ديوار .
( 3 ) . در اصل : جهة .
( 4 ) . قلعه : بارو و ديوار