بزرگ يك فرسخ و نيم به شهر دور است . شهر در دامنه [ 46 پ ] و چسبيده به كوه و دم كوه مغربى است ( 44 ) و در ميان سر اين دو كوه يك سنگ بزرگى مثل تّل افتاده ( 45 ) ، سر آن سنگ را محمد على ميرزاى مرحوم ( 46 ) قلعه ساخته و اطراف آن سنگ را هم قلعه كشيده و در ميان قلعه همه اوضاع و عمارت ساخته ، از جمله گلستان است ( 47 ) كه يك عمارتى است تفصيلش را بعد از احوالات شهر لرستان « 1 » به خاكپاى اقدس اعلى عرض خواهد كرد .
[ محلهها ]
شهر خرمآباد هفت محله است ( 48 ) : محله اول ، سادات است . دويم ، سرگرداب . سيم ، زيد بن على كه محلهء امامزاده است . چهارم ، پشت بازار . پنجم ، در دلاكان . ششم ، باباطاهر . هفتم ، واليه .
[ جمعيت و مجتهد بزرگ شهر ]
. . . و عدد خانوارش ، از قرار تقرير ، سيصد و هفتاد و هشت - 378 - خانوار است . بازار كمى دارد . و مجتهد كه دارد ، جناب آخوند محمد طاهر همدانى است . سادات هم زياد دارد . [ 47 ر ]
[ آب و هوا ، كشاورزى ، شكار و طبيعت خرمآباد ]
و از قرارى كه مىگفتند هواى خرمآباد در تابستان گرم و بد است . امّا آنچه [ من ] خانزاد ديدم ، عيب ندارد . اگر گرم هم باشد ، بنا به وفور چشمه و آب [ و ] درختان و سايه مىتوان خوب زندگى كرد . [ 48 ر ]
طرف شمالى مغربى باغات زياد دارد . آب زياد دارد . ميوهء باغاتش انگور و انار [ است ] و ساير ميوههاى خوب ديگر [ 47 ر ] دارد لكن مركبات ندارد . خربزه و هندوانه به عمل مىآيد . انگور و انارش بسيار خوب است . در ميان شهر عمارت خوب دارد .
و شكار خرمآباد : درّاج در طرف جنوبى شهر دارد . بلدرچين و كپك و تيهو و گراز و
هامش
( 1 ) . منظور : خرمآباد .