باشكوه بهنظر مىآيد . كاهو و سبزى آلاتش در خوبى شهرتى دارد . مردمش اهل اسلام و نصارا ، ترك زبان [ و ] از اهل ايران بخصوص آذربايجان در اين بندر زيادند . هوايش ملايم ، مردمش به حسب صورت نزديك به اهل گرجستاناند .
سامسون
از تربزان الى بندر سامسون « 11 » جهاز دودى شانزده ساعت آمد . اين بندر از بنادر معتبر درياى سياه است و ملك دولت عثمانى . اسكلهء حلب است . جاى آبادى است [ و ] محل تجارت . اهلش مسلم و نصارا ، يهود هم دارند . از تجار حلب هم در آنجا هستند . بازار و مسجد و حمام دارد . [ 49 آ ] جاى خوبى است .
از سامسون الى اسلامبول سه روز واپور مىآيد . بعضى جاها كوه و كناره نمايان است . بيشتر اوقات اين دريا فرتنه « 12 » دارد . خاصه در زمستان گذشتن از اين دريا خيلى صعب است . تابستان آرامتر است . شب آخرى كه فردا به بغاز اسلامبول مىرسيديم ، قدرى انقلاب در دريا بههم رسيد . مايهء توهم شد .
به حمد اللّه سلامت گذشت .
بغاز
بغاز درهاى است در ميان دو كوه . مىگويند قياصرهء روم اين دره را حفر كرده ، درياى سياه را به درياى سفيد ملحق كردهاند . در هرصورت جهازات از دريا كه گذشت وارد اين بغاز مىشود . دو سمت بغاز در بلندى كوه ، قراولخانه و توپخانه و باستيان خيلى معتبرى است كه هميشه قراول در او هست و جهازات بدون اذن و اجازه نمىتوانند داخل بغاز شد . سه ساعت جهاز دودى اين بغاز را طى كرده ، داخل درياى سفيد شده ، در اسكلهء قسطنطنيه لنگر مىاندازد .
[ 49 ب ] . همهجا [ ى ] اين بغاز [ در ] دامنهء كوهى كه در دو طرف كشيده است ، متصل بههم عمارات و باغات ، مساجد ، توپخانهها و قراولخانهها و
هامش
( 11 ) . اصل : سمسوم . ( ن . ك . افزودهها ) .
( 12 ) . فرتنه يا فرتناFurtunaواژهاى است تركى به معنى طوفان دريا ، تلاطم دريا .