قيربلى
اين محل را ولايت قيربلى « 4 » نامند . در اين جنگل آنقدرها گل نرگس و سوسن و بنفشه ديده شد كه در تمام عالم نيست .
رودريان
آبادى ماران كنار رودخانهء بزرگى كه موسوم به رودريان [ است ] واقع است كه از گرجستان به درياى سياه مىرود . آبادى ماران بد نيست . پستخانهء خوبى در كنار رودخانه دارد . بازار خوبى از چوب و تخته ساختهاند . همهچيز يافت مىشود . سكنهء اين آبادى گرجى و يهودند . واقعى اين قطعه زمين از تفليس الى درياى سياه به هرجهت از جاهاى بسيار خوب عالم است .
روز يكشنبهء سلخ شوال المكرم از شهر ماران دو ساعت از طلوع [ 47 ب ] آفتاب گذشته ، سوار واپور « 5 » شده از رود ريان روانه شديم .
پوتى
از ماران الى پوتى « 6 » كه اسكلهء معتبرى است از دولت روس در كنار درياى سياه ، جهاز آتشى پنج ساعت در سرازيرى آب مىرود . دو طرف رودخانه ، همهجا جنگل و آبادى ، محل زراعت ، بسيار باصفا [ و ] بعضى آبها از طرفين راه داخل رودخانه مىشود . سكنهء اين آباديها از طايفهء باشآچق [ و ] گرجى [ اند ] .
همهجا ابريشم به عمل مىآورند . خود پوتى اسكلهء آبادى است . هنوز صورت شهريت ندارد . عماراتش خوب است ولى در جنگل متفرق . اهلش روس و از طايفهء باشآچق ، يهود هم دارند . در پوتى از واپور كوچك نقل به واپور بزرگتر كرده ، به دريا مىروند .
هامش
( 4 ) .Kirbeli( 5 ) . لاتينVapor، فرانسهVapeur- كشتى بخارى ، جهاز دودى . ( فرهنگ معين ، ج 4 ) .
( 6 ) . پتىPoti: از بندرهاى گرجستان شوروى در كنار درياى سياه . ( ن . ك . افزودهها ) .