ساختهاند . آبادى [ و ] مزرعه ، اندك از راه دور است . دو سه محل چشمه و آب جارى دارد . بعد از طى مسافتى مىرسد به بومهن « 4 » كه يكى از دهات آباد دماوند است . باغات و زراعت زيادى دارد . در ميان درهء طولانى كنار رودخانه واقع است . در خارج آبادى ده در دامنهء كوه بقعه [ اى ] هست . مىگويند مدفن امامزادهاى است . سر راه از سابق پلى براى عبور از رودخانه ساخته بودهاند .
قدرى خرابى بههم رسانده بود ، آقاى مستوفى الممالك امر به تعميرش فرمودهاند .
مشغول كار و نزديك به اتمام است .
راه فيروزكوه و راه آه
به فاصلهء نيم ساعت از بومهن باز درهاى است كه رود آب و باغاتى دارد . در اين محل راه دو تا مىشود . شاهراه بزرگى [ كه ] از رودخانه مىگذرد [ و ] رو به « 5 » مشرق مىرود ؛ راه فيروزكوه است . [ 263 ب ] از كنار رود سرابالا راهى به طرف شمال مىرود ؛ راه آه است . همهجا درخت ، محل زراعت و آب جارى هست .
آه اول و آه دوم
اول مىرسد به دهى كه آه اول « 6 » مىنامند . آبادى و سكنه دارد . به قدر نيم ساعت كه از اين آبادى گذشت ، همهجا محل زراعت ، باغ و آب جارى است [ تا ] مىرسد به آبادى آه ديم كه از دهات معتبر دماوند و منزلگاه است . در ميان دره واقع است . سردسير [ است ] . جاى بدى [ نيست ] ، عسل خوبى دارد . در اين درهها و كوهستان همهجا كبك بسيار است .
هامش
- جاجرود و كمرد واقع است و جزو لواسان مىباشد .
( 4 ) . اصل : بومهن . بومهن ( بوم هند ) : دهى جزو دهستان سياهرود ، بخش افجهء شهرستان تهران مىباشد . ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 1 ) .
( 5 ) . اصل : روب .
( 6 ) . سه ده به نام آه وجود دارند كه عبارتاند از : آه پايين ، آه ميان و آه بالا . نويسنده در اينجا از آنها به نامهاى آه اول ، دوم و سوم ياد كرده است . هرسه ده در قسمت شمالى رودهن واقعاند .