كه در ميان آيد مرد و زن از هيچ كار باكى ندارند بلكه مصرّند [ و ] بىغيرت .
پدر و مادر ، برادر و خواهر ، طايفه و عشيره هرقسم هرزگى كنند مانعى نيست ، بلكه محرك يكديگرند . شرح اين حال به نوشتن درست نيايد ، هركه مشاهده كرده است داند چه هنگامهاى است . فرنگى و مغربى در اين ولايت بسيار ساكناند .
كك ميدان
از جاهاى باصفا و سيرگاه شام يكى كك ميدان است . جاى وسيع [ ى ] است در خارج آبادى شهر ، اطرافش باغات و عمارات . زمينش چمن و سبز [ است ] . رودخانهء آبى از او مىگذرد . ميخانهها و قهوهخانهها دارد . همه روزه انواع و اقسام مردم از زن و مرد سواره [ و ] پياده با كالسكه از سه ساعت قبل از مغرب تا دو ساعت بعد از مغرب ، به هرقسم خواهند در اين ميدان تفنن و تكيف مىكنند . از هرملت و هرگروه در اين مكان همه روز [ ه ] مجتمع هستند . خالى از تماشا نيست .
اجناس صادراتى
همهچيز [ 100 آ ] از متاع همهجا در اين شهر يافت مىشود ، خاصه متاع فرنگى و رومى . دستگاه ابريشمبافى زياد دارند . آنچه از اين ولايت به همهجا مىبرند اولا غله ، كشمش و خشكبار ، قمر الدين ، پسته و بادام ، گردو ، فندق ، سنجد ، اجناس ابريشم ، الجه « 8 » ، قناويز « 9 » ، شالهاى ابريشمى ، صابون زيت و روغن زيت بسيار حمل به همه عالم شود . پنبه و پشم ، علف كتان [ و ] جلد حيوانات زياد به فرنگستان مىبرند . بر روىهم رفته از هرجهت ولايت جامع آباد بسيار خوبى است . اهل فرانسه زياد به توطن اين ولايت شايقاند .
علاقهء مردم به سفر حج
هامش
( 8 ) . اليجه - نوعى پارچهء راهراه پشمى يا ابريشمى كه با دست بافند . ( فرهنگ معين ، ج 1 ) .
( 9 ) . قسمى پارچهء سادهء ابريشمين ، غالبا سرخرنگ . ( فرهنگ معين ج 2 ) .