درختهاى گز كاشتهاند . خيلى قوى و بزرگ ، به قدر . « 11 »
درختهاى توت بزرگ قوى جثّه [ هم ] ديده شد . از حجاريهاى عهد اسكندر چيزى كه ديده شد خارج شهر اسكندريه نزديك قبرستانى ، زمين بلندى هست . بر روى آن ، ستونى از سنگ يكپارچه ، دور او دو بغل ، قدرى كمتر ، [ و ] طولش بهنظر من زياده از پانزده ذرع و كمتر از بيست ذرع آمد . بر او مثل سرستونها [ ى ] پهن در نهايت استادى منبّت كرده ، مجرد نصب كردهاند . مثل مناره ايستاده است . خيلى غريب سنگى است .
آسياها و كارخانههاى اسكندريه
آسياى بسيار بزرگى كه چندين سنگ در او گردش مىكند ، ساختهاند . مثل واپور حركتش از آتش و بخار آب است . اسباب عجيبى است . گندم در او مىريزند از طرف ديگر آرد بيخته مىگيرند . پاك [ 64 ب ] كردن گندم و بيختن آرد همه با همان چرخ است . كارخانههاى شكرپزى و نبات و قندريزى متعدد است .
از اسكندريه به مصر
از اسكندريه سه قسم به مصر مىروند : يكى سواره مىروند [ كه ] ششروزه از اسكندريه به مصر مىرسند . شصت ساعت راه است . قسم ديگر سوار تابيهها مىشوند كه به فارسى گمى نامند و به تركى قايق و به عربى طرّاده گويند . از نهرى كه محمد على پاشا حفر كرده است به رود نيل و از آنجا به مصر روند .
دوازده روز طول مىكشد . قسم ديگر از راه شمندفر « 12 » است كه به عجمى كالسكه و عرّادهء بخار و به عربى سكة الحديد « 13 » گويند . در هشت ساعت مىرود .
هامش
( 11 ) . يعنى به اندازه و تعداد معين .
( 12 ) . شمن دوفرChemin de ferواژهء فرانسوى و به معنى راهآهن . ( فرهنگ معين ، ج 4 ) .
( 13 ) . سكّة الحديد - راهآهن .