و نكاح به همان رسم عبديت تصرف مىكنند و حال اينكه همهء اين طايفه مسلماند و حنفى مذهب . بندهفروشهاى اسلامبول اينها را پول مىدهند و از مادر و پدرشان گرفته ، به اسلامبول آورده ، تربيت كرده به قيمتهاى گزاف مىفروشند .
احدى اعتنا به اين فقره ندارد . خريد و فروش آنها را حلال و تصرّفشان را مباح دانند . « 7 »
مرد و زن اين طايفه در اين ولايت بسيار معتبر شوند بلكه اكثر از اكابر و بزرگان يا [ 52 آ ] از همين مردماند يا مادرشان چركس بوده است .
لباس مردم
لباس مردها با رخت فرنگى چندان تفاوتى ندارد مگر از فينهء قرمز شناخته شوند . اگرچه نصارا و يهود هم فينه بر سر مىگذارند . زنهاى آنجا چادر ندارند .
وقت بيرون آمدن چيزى مىپوشند مثل جبّههاى عربى موسوم به فرجه « 8 » . تفاوتى كه با جبهء عربى دارد اين است كه از پشت ، يقهء اين جبه از پارچهء همان جبه به عرض شانهء آن يك تكه دوختهاند ، طولش به قدر همان جبه . چيز خوبى نيست . سر و صورتشان را هم از پارچهء سفيد بسيار لطيفى چيزى مىپيچند [ كه ] يشماق « 9 » گويند ولى صورت و مو درست از زير آن يشماق نمايان است .
اخلاق مردم
مرد و زن عيّاش ، مايل [ به ] لهو و لعب [ اند ] . هيچ قسم هرزگى ممنوع نيست . همينقدر كه مايهء فساد و باعث اذيّت مردم نشود ، هركه هرچه خواهد ، مىتواند كرد .
هامش
( 7 ) . در سفرنامهء فراهانى ( ص 117 ) ، خريد و فروش غلامان و كنيزان از رسوم چراكسه ياد شده است .
( 8 ) . فرجه در فرهنگ معين فرجىFarajiضبط شده است و به معنى نوعى جبهء صوفيان مىباشد ( فرهنگ معين ، ج 2 ) .
( 9 ) . يشماقYashmaqبه تركى روپيچه و روبند را گويند .