و :
. . . در هرصورت ، حضرات « 1 » خيالات بلند دارند . بيچاره خفتهاى كه بيدارى در پى او باشد ! . . . ( همان ، ص 73 )
اقتدار بىحدّ و حصر مأموران سياسى انگليس
. . . نمىدانم قونسول انگليس چرا بايد هميشه پنجاه نفر سرباز رشيد افغان و سوار داشته باشد و البتّه مبلغى هم فشنگ ذخيره دارد . نمىدانم به اذن و اجازهء دولت است ؟ . . .
( همان ، ص 119 )
و نيز :
. . . تمام عمارات ريشهر « 2 » و بهمنى سه ربع حق و ملك تبعهء خارجه است ، خاصّه انگليس . . . و يك ربع ، كه عمار [ ا ] ت پست و كهنه است ، ملك تبعهء ايران است . ( ص 124 )
و نيز :
. . . در حقيقت ، جلگهء وسيع باصفاى ريشهر را تبعهء خارجه در تصرّف دارند و دينارى هم از بابت ماليات به ديوان نمىدهند ، بلكه زور هم مىگويند و سفارت « 3 » انگليس ، كلنل راس ، در حقيقت حكومت دارد و حكومت ايران در جنب سفرا جرأت نفس كشيدن ندارد و با احدى جرأت جواب و سؤوال ندارند كه فورا يك بستگى به سفارتى پيدا مىكنند ؛ مثلا پسرخالهء همسايهء سقّا يا رختشور يا آبكش يا دايه يا آشپز فلان نوكر سفير است ! . . . ( همان ، ص 108 )
و نيز :
. . . و غالب اهل بوشهر به اسم ماستفروش و بلمچى و سقّا و غيره بستگى دارند به سفارتى ، حتّى تجّار و كسبه . . . . ( ص 109 )
اعمال نفوذ انگليسىها از يك سو و اختلافات ايرانىها از سوى ديگر
. . . كار عربستان دو اشكال بزرگ بههم رسانيده : از يك طرف نفوذ انگليسىها با آن استعداد كه فرصت به ما نمىدهند و عرصه را بر ما تنگ نمودهاند . . . و از يك طرف عدم وفاق مأمورين ايران ، خواه حكومت كلّ ، خواه اجزاى او و خواه مأمورين موقّتى . ( همان ، صفحات 74 - 73 )
رخنهء انگليسىها در كشور به بهانهء تلگراف
. . . انگليسها ، به بهانهء تلگراف ، عجب رخنهاى در ايران كردهاند و با رعايا و اراضى مربوط و مانوس شدهاند و حالا كه بناى استخراج معادن شد ، اينقدر بريزند در ايران
هامش
( 1 ) . مراد انگليسىهاست .
( 2 ) . محلّى است نزديكى بوشهر
( 3 ) . منظور كنسول است