به بيگارى گرفتن مردم
. . . چند نفر تفنگچى بىسروپا « 1 » آنجا ( : در ميان كتل سر راه بوشهر به شيراز ) ديدم كه نان بلوط مىخوردند . خيلى پريشان بودند [ و ] گريه مىكردند از [ شدّت ] ظلم بعضى مباشرين . مىگفتند كه ما سى نفر ، ساكن قريهاى در اين نزديكى هستيم . هر نفر مردى ده تومان سرى « 2 » مىگيرند و از الاغ پنج هزار « 3 » و ماهى هشت هزار « 4 » مواجب داريم كه از بابت سالى ده تومان موضوع « 5 » مىشود . تتمه را دستى مىگيرند و تفنگچىگرى مفت بايد بكنيم ! . . . ( همان ، صفحات 141 - 140 )
از هستى ساقط كردن مالكان و زارعان
. . . [ در دالكى از توابع برازجان ] نخيلات زياد [ است ] كه از رودخانهء شور مشروب مىشود . ماليات آنها ابتدا 1200 دينار بوده از قرار اصله [ اى ] ده شاهى ، بعد افزوده شده [ به ] يك صاحب قران و بعد دو صاحب قران . آنوقت ، رعيّت ، ديگر طاقت تحمّل نداشته ؛ تمام نخيلات آنها را تصرّف كردهاند عمّال ديوان و از قرار مميّزى اجاره مىدهند به رعيت ؛ و گاه خود مالك اجاره مىكند : يا جزيى نفعى عايد او مىشود و يا بايد [ مبلغى ] دستى هم بدهد و گاه رعيّت ديگر اجاره مىكند و صاحب اصلىاش بكلّى بىبهره و محروم مىماند . . . ( همان ، صفحات 135 - 134 )
رشوهخوارى و حيف و ميل اموال عمومى
سوء استفاده و اخّاذى در سربازخانهها
. . . امروز يكى از صاحبمنصبان افواج ، محرمانه . . . مىگفت : غايب و متوفّاى سرباز چندان نقلى نيست . « 6 » عمدهء مداخل راههاى بىشمار دارد : اوّل تغيير و تبديل و عوض گرفتن سرباز [ كه ] هر نفرى اقلا چهل تومان تفاوت معامله است و تغيير صاحبمنصب سيصد الى چهارصد تومان ! و اذن دادن به سرباز به كاسبى هر ماه هر نفر دو تومان است [ كه ] نقد مىدهد به اضافهء جيره و هكذا « 7 » . . . ( همان ، ص 98 )
هامش
( 1 ) . با سر و وضع محقر و لباس نامناسب
( 2 ) . ماليات سرانه
( 3 ) . منظور پنج هزار دينار - معادل پنج ريال - است .
( 4 ) . منظور هشت هزار دينار - معادل هشت ريال - است .
( 5 ) . كسر ، تفريق
( 6 ) . درآمد آن چندان اهميتى ندارد .
( 7 ) . غيره