خاطراتى نوشتند . بسيارى از اين آثار منابع مفيدى دربارهء تاريخ تحول و تطور تهران از ديدگاه بيگانگان به شمار مىروند . از جملهء اين سفرنامهها مىتوان به سفرنامهء سرجان مالكوم « 1 » - افسر انگليسى - اشاره كرد . در سال 1800 م . خطر ناپلئون انگليسها را مضطرب كرد . در اين سال وحشت انگلستان از اتحاد كشورهاى اروپا به سركردگى فرانسه به اوج خود رسيد . ظاهرا در اين ايام ناپلئون با توجه به موقعيت جغرافيايى ايران به فكر دوستى با فتحعليشاه مىافتد و توسط بعضى نمايندگان خود ازجمله يك كشيش ارمنى ، باب مكاتبه با وى را مىگشايد . فتحعليشاه نيز با هدف تقويت ارتش خود در برابر روسيه ، از اين دوستى استقبال مىكند . اما انگلستان از بيم آنكه ناپلئون و روسيه با كمك ايران روانهء هندوستان شوند و اين مستعمرهء عظيم و سودمند را از چنگ او درآورند ، شتابان افسرى به نام سرجان مالكوم را روانهء دربار فتحعليشاه مىكند تا دولت ايران را از هرگونه اتحادى با ناپلئون و روسيه باز دارد . « 2 » به اين ترتيب سرجان مالكوم وارد ايران مىشود . در روزنامهء سفر هيئت سرجان مالكوم مطالبى آمده كه در شناخت تهران آن زمان بىفايده نيست :
« دسامبر 1800 ، روز هجدهم ، خلعتهايى كه پادشاه به سفير داده بود دريافت شد . روز بعد سروان ملكم [ مالكوم ] و همراهان ، خلعتها را روى لباسهاى خود را پوشيدند و طبق سنن سفراى سابق اروپا به دربار آمدند تا اداى احترام كنند . با ورودشان به تالار شرفيابى ، رئيس تشريفات با صداى بلند اعلام كرد :
« سروان ملكم [ مالكوم ] بهادر ، سفير از جانب فرماندار كل هند ملبس به خلعتى كه راى مبارك اعليحضرت بر آن قرار گرفته بود كه به وى عطا شود ، شرفياب مىشوند . »
و پادشاه پاسخ داد :
« مبارك باد ! »
چند روز بعد سفير باز شرفياب شد تا اجازهء مرخصى بگيرد . . .
آغا محمد خان ، تهران را به عنوان پايتخت اعلام كرده بود و من تصور مىكنم تا زمانى كه خانوادهء قاجار سلطنت را در دست دارند تهران همچنان به عنوان پايتخت حكومت باقى بماند .
تهران در 35 درجه و 38 دقيقه و 26 ثانيهء عرض شمالى و 52 درجهء طول شرقى قرار دارد .
محيط آن حدود چهل ميل است به نظر مىرسد كه در ايران ، اين شهر از قوىترين استحكامات
هامش
( 1 ) -Sir John Malcom( 2 ) . براى آگاهى از شرح مفصل اين وقايع به جلد اول تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس نوشتهء محمود محمود نگاه شود .