[ خطبهء مؤلف ]
بسم الله الرحمن الرحيم جملهء اشياء از ذرات زمين و آسمان مسبّح حقاند ، و ان من شئ الا يسبح بحمده ، تبركا من كلام صاحب گلشن :
خداوند منزه پاك بىعيب * كه عالم را شهادت كرد از غيب
به هر وصفى كه خوانى در شريعت * وراى آنش مىدان در طريقت
توان اندر صفاتش ره بريدن * ولى در ذات او نتوان رسيدن
يكى گفتا صفات او ندانند * كه اندر ذات او چون ابلهانند
هزاران قرن اگرچه علم خوانند * سزاوار صفاتش هم ندانند
به ذاتش از صفاتش ده نيابند * به كلى سوى ذاتش چون شتابند « 1 »
نعت سيد انبيا « 2 »
محمد آنكه او را گفت « لولاك » * ز بهر تست اين دوران افلاك
نبد « 3 » عالم كه نور پاك بد او * مشرف گشتهء « لولاك » بد « 4 » او
وجودش مايهء بود فلك بود * به صورت چون بشر ، معنى ملك بود
كسى كورا بشر دانست يا گفت * خطا كرد و خطا ديد و خطا گفت
هامش
( 1 ) - س : اين بيت را ندارد
( 2 ) - س : در نعت سيد المرسلين
( 3 ) - ق : نبود
( 4 ) - ق : بود