( 2 )
. . . شمس الدين بن شرف الدين الصالغى ( ؟ ) . . . فى التاريخ اوائل من جمادى الاخرة سنة اربعين و . . . ( ريخته ) ( ظاهرا رقم مائهء آن هفتصدست ، به قياس سنگ قبلى ) .
بر سنگ آن سوى اين سنگ آيات قرآن است .
( 3 )
. . . ( ناخوانا ) . . . قوام الدولة والدين امير حاجى بن . . . علاء الدين يعرف براتدار . . . الثالث و العشرين من شهر ربيع الاول سنة اثنين و سبعمائة .
داخل شبستان مسجد كانتن
بر سنگنبشتهء پشتى آن قصيدهاى در هفده بيت به فارسى كنده شده . اين قصيده كه يكى از يادگارهاى گرانبهاى ديرينه سال وجود تمدن ايرانى در چين است ، موجب شد كه ما در ميان جماعت چينى گرد آمده بر آن صحنه ، گردنى افراختيم . در حقيقت بادى به سبيل انداختيم كه ببينيد : زبان ملى ما هفتصد سال است درين سرزمين از باد و باران گزند نديده است . قصيده اين است . موارد ريختگى و شكستگى آن با نقطهچين نموده شد .
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 508
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٠٨