تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة مقدمه 17

مساهمون:

صمقدمه ١٧
- رسيدن هيأت اعزامى يزدگرد سوم در سال 638 ميلادى به دربار
Thang Thai Tsung
براى دريافت كمك ( ص 214 جلد اول ) . - مناسبات ميان شمنها و ايرانيها ( ص 132 - 139 جلد دوم ) . نيدهام نوشته است كه
Shih - me ? n
شكلى است از تلفظ چينى
Shakyamuni
. لوفر
Laufer
معتقدست كه شمن در فارسى به صورت « سمن » درآمده است . -
H . H . Dubs
( به نقل نيدهام ازو ) پيشنهاد كرده است كه مقدارى از اقدامات
Chang Tao - ling
پيشواى نهضت مذهبى
Tao
ناشى از تأثرات او از عقايد زردشت بوده است .
Eberhard
اگرچه بعضى انتقادات مبنائى براين عقيده دارد گفته است كه تأثير افكار هند و ايرانى از ازمنهء قديمترى در چين ديده مىشود ، بطور مثال مواردى كه در فرقهء طبيعى گرايان
Tsou Yen
ديده مىشود ، ياد كرده است ( ص 156 جلد دوم ) . - شباهت احساس ميان چينيها و
druh
و دائى و
drug
اوستائى . ( ص 571 جلد دوم ) . - وضع تقويم جديد به نام
Wan Nien Li
براى قوبيلاى قاآن در سال 1267 ميلادى توسط جمال الدين ( در چينى
( Cha - Ma - Lu - Ting
از منجمان ايرانى ( ص 49 جلد سوم ) . - ايجاد رابطه ميان سنتهاى رياضى اسلامى و چينى كه از سال 719 ميلادى آغاز شد ، يعنى از وقتى كه
Ta - Ma - She
از چغانيان به چين آمد . اصطلاحات فارسى در نوشته‌هاى چينى بودائى از اين قرن به‌دست آمده . فىالمثل نام سيّارگان به سغدى در كتاب
Hsiu Yao Ching
مربوط به سال 764 ميلادى به‌دست آمده است ( ص 204 جلد سوم ) . -
De Saussure
( به نقل نيدهام ازو ) گفته است كه اطلاعات چينيان دربارهء منازل قمر بيشتر مربوط به منجمان ايرانى است نه آشورى ( ص 257 جلد سوم ) . - ارتباط علمى از طريق رصدهاى مراغه و سمرقند ( ص 50 جلد سوم ) ، و نيز جلب منجمان چينى به ايران در عهد هلاكوخان قوام گرفت . يكى از منجمان كه به رصدخانهء مراغه آمد
Tu . Meng - chi
نام داشت . نمونهء ديگر كتابت جلد اول از رسالهء حركات قمر تأليف عطا سمرقندى در سال 1362 ميلادى براى يكى از شاهزادگان