دربارهء چين در كتاب مندرج ساخته است .
چينيها هم ، متقابلا به ايران سفر مىكردهاند و آثارى از آنها دربارهء ايران برجاى مانده است نظير يادداشتهاى سفر هيون تسانگ زائر مشهور چينى كه اخبارى از عصر ساسانى برجاى گذاشت . يا آنكه يكى از همراهان چنگيزخان كه مردى ديوانى و منجم بود به نام
Yehlu Chhu - Tshai
كتابى به نام يادداشتهاى سفر مغرب
Hsi Yu Lu
نوشت .
ديگرى
Chhang Te ?
است كه از جانب منكوقا آن به نزد هلاكوخان آمد و سفرنامهاى به نام يادداشتهاى سفارت مغرب
Hi Shih Chi
از خود به جاى گذاشت . 10 يا
Fu An
كه در سال 1395 ميلادى از طرف امپراطور چين
Hung - Wu
به سمرقند 11 آمده بود .
اين اشارات نشانى است از آنكه در دورههاى پيشين ، چين و تمدن آن نزد ما ايرانيان ناشناخته نبود ، همانطور هم چينيان ايران را مىشناختند و همواره ميان دو سرزمين روابط بازرگانى موجود بود . راه ابريشم كهنهترين نشانهء اين ارتباط است .
روابط بازرگانى ميان دو سرزمين بسيار قديم بود و تا پنجاه شصت سال پيش تجار شيرازى و يزدى و بهبهانى در شهرهائى مثل شانگهاى داراى تجارتخانه بودند . از جمله يكى از عموهاى پدر من در شانگهاى تجارت مىكرد .
دريانوردى ميان سواحل خليج فارس و بنادر چين هميشه رايج بود و در تمام كتابهاى مربوط به اين رشته اطلاعات زياد مضبوط است . 12
چنان كه گفته شد امتعهء چينى از راه دريا كه شاهراه زمان بود به ايران مىآمد . جز آن ، بعضى از مآثر ديگر تمدن چينى هم به مانند قطبنما و باروت و ظروف چينى مخصوصا از عهد صفوى به بعد به ايران وارد مىشد .
وسعت دامنهء اين نوع ارتباطات را بايد در كتاب عظيم و كم مانند « تاريخ تمدن و علم در چين » ( هفت مجلد ) تأليف ژزف نيدهام
J . Nccdham
ديد . در اين كتاب اشارات زياد به مناسبات فكرى و فرهنگى و علمى دو ملت شده است . از اين قبيل :
- شباهت ثنويت در افكار زردشتى و چينى ( ص 467 جلد دوم ) و شباهت آن با نظريهء
Yin - yang
( ص 277 جلد دوم ) .
- گذر كردن نخستين كاروان راه ابريشم در سال 106 پيش از ميلاد كه از چين بر راه ايران گذشت ( ص 176 جلد اول ) .