اگر در جهل خود دائم نشينى * چو مهدى پيشت آيد ، هم نبينى
خر دجال و عيسى جز يكى نيست * يقيندان اندرين معنى شكى نيست
اگر دانا بود عيسى است بر خر * كه نادان خر بود از خر فروتر
مثال تن خر و عيسى است جانت * اگر عيسى صفت باشد روانت
چو جان نادان بود دجال باشد * چو دانا گشت عيسى حال باشد
ز نطق عيسوى گيرد نشان جان * شود از علم زنده جاودان جان « 1 »
چو دانستى يقين عيسى و دجال * ز راه علم شد معلومت اين حال
نشان مؤمنى دانستهاى چيست ؟ * ارادت سوى آن عالم كه باقى است
برو جان پدر رويت به راه آر * ز فانى بگذر و باقى نگهدار
و در طبقهء پنجم خزينهء ملك چين است از زر و نقره و جواهر و كمخا و اطلسهاى ملون خطاى و قلغى « 2 » و پاى برگ و تافته و كرباس و غيره ، و پيوسته اين خزينهها را به كار برند و به جاى او ديگرى بنهند .
و بعضى از دختران و خادمان هستند كه در درون سراى خانهها ساختهاند خشتى از زر و خشتى از نقره . مثل هذا خزينههاى غريب و عجيب در درون سراى هست كه گفته شود در جايش .
و هم در طبقهء پنجم است جاى شيران و ببران و پلنگان و يوز و سياهگوش و سگان تبت ، و [ اين ] سگان تبت پرپشم است و پرهيبت . از روى صلابت با شير برابر [ ى ] مىكند .
و در درگاه عالى مفخر سلاطين روى زمين سلطان روم را از آن سگان هستند كه روميان سگان ساسانى گويند ولى اصلا از سگان تبت است و آن سگان تبت در كوههاى خطاى مىباشد و حصول آن سگان از آنجاست .
و در طبقهء ششم دوازده هزار خانهء دخترست و جاهاى نشست آن دختران در خور مراتب و منصب ايشان است .
و در طبقهء هفتم سراى ، خاقان چين خود و عيال خود و خاصگيان خود مىباشد ؛ و در اندرون سراى كه عبارت از هفت قلعه هست كه در درون « 3 » همديگر
هامش
( 1 ) - سها : اين بيت را ندارد
( 2 ) - ق : قلعى
( 3 ) - ق : روى