تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

فرد « 1 »

كدام با گناه و كدام بىگناه * منم مانده حيران درين چاه جاه

[ عطار ]

كاشكى صد چاه بودى جاه نى * خاشه روبى « 2 » بودمى و شاه نى بودمى محمود گلخن تاب من * تا « 3 » نماندم اندرين غرقاب من [ در جهان چندانكه جان مىيافتى * در جهان محمود گلخن تافتى ] آن ز همت بود كان شاه بلند * آتشى در پادشاهى او فكند خسروى را چون بسى خسران بديد * صد هزاران ملك و صد چندان بديد حق كه جبار جهاندار آمدست * سلطنت او را سزاوار آمدست
گداى درش « 4 » خاقان چين در آن مسجد مذكور از آن مقولات مذكور بگويد و اظهار عجز و افتقار نمايد و ناله‌ها و گريه‌هاى دراز بكند و زاريهاى دلسوز جانگداز هرزمان تازه به تازه نمايد ، از صباح تا بيگاه شام . [ چون بيگاه شد و شام ] درآمد [ سر ] به سجود نهد و به همان طريق سر به سجود نهاده ناله‌ها و زاريها با سوز و نياز جانگداز دم‌به‌دم زياده كند ، راست تا صباح چاشت [ و بعد از چاشت ] از مسجد بيرون مىآيد به صد نياز . از بركت رياضت ملكش بر چشمش حقير شده و دار و گير او را در نظر همتش رونق نمانده ، و اثر رياضت در چهرهء او ظاهر ، همچون هلال ضعيف و نحيف شده .

فرد

عشق هر لحظه بر او چون زور كرد * عشق شاهى شير دل را مور كرد
بعده « 5 » ، و چون به صد عجز و ضعف و نياز بيرون آيد و افطار بكند و بر تخت
هامش
( 1 ) - س‌ها : لمؤلفه ( 2 ) - ق : خوشه‌چينى ( 3 ) - س‌ها : مى ( 4 ) - س‌ها : « گداى درش » ندارد ( 5 ) - س‌ها : ندارد
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 46 | ايرج افشار / سيد على اكبر خطائى