در كنجى آرميدم با كسالت انيس و با بطالت جليس . حكيم گفت آن را كه بخت و الا نيست به هيچ روى كساش در زمانه جويا نيست . از همه اقارب و اجانب كه به سبب ملك و مال به اين عبوديّت سگال بد كردند ، گذشتم . يكى چند نفرند از اقارب [ 337 ] كمر بر عنادم بستهاند از حكمران و رعيّت و غيره هركسى را به نوعى دشمن اين بيچاره كردند . آنچه مقدورشان بوده صدمه زده و مىزنند يا ربّ ارحم ضعف بدنى « 1 » و وحدتى و انفرادى تشريح اين مطلب در اين محل اطناب و مايه اطالت است .
بياييم بر سر عذر نگاشتن اين رساله عرض مىكنم ، جغرافيا و تاريخنويسان را اولا شوقى عظيم الشأن بايد كه به شوق التفات و ازدياد عزّت متحمّل ترقيم « 2 » و تسطير « 3 » شود و ثانى خاطرى از همه جهت آسوده مىخواهد كه به جمعيّت حواس دون كسالت و اغتشاش مشغول باشد . رسم اهل اين فن آن است كه ده دوازده مسوّده مىنمايد اگر مطلبى به هم ربط نداشته باشد ربط دهند و الفاظ غير مأنوس و مكرّرات را اخراج نمايند [ 338 ] و اطناب را تبديل به ايجاز كنند ، املا و انشاى آن هرچه مستهجن است عوض نمايند ، مسوّدهء آخر را كه تصحيح شده بر كتاب مىنگارند . اين ضعيف عنيف « 4 » از غلبهء هجوم و كثرت غموم « 5 » خداوند گواه است همان مسوّده « 6 » اوّل را مرور نكردم كه جرح و تعديل « 7 » شود . از ملاحظهكنندگان عذر مىخواهم به مدلول العذر عند كرام النّاس مقبول . والسّلام خير ختام .
هامش
( 1 ) . عبارت مأخوذ از دعاى كميل است .
( 2 ) . ترقيم : نوشتن ، خط نوشتن .
( 3 ) . تسطير : نوشتن ، تأليف كردن .
( 4 ) . عنيف : سختگير .
( 5 ) . غموم : ( جمع غم ) اندوهها .
( 6 ) . مسوّده : نوشته شده .
( 7 ) . جرح و تعديل : اصلاح و معتدل كردن چيزى .