براى استقبال من تمام شهر آمده بود . مراد محمد حسن و صاحب بيك آمده بودند . حاجى محمد جعفر صاحب بر الاغ سوار شده آمد براى تماشا . هم خيلى مردم آمده بودند . بسيار انبوه خلايق بود . وقت اوّل ظهر - بفضله - داخل شهر كربلاى معلّى شدم . اوّل در حضرت عباس عليه السلام كه سر راه بود ، رفته زيارت كرده ، نماز ظهر خواندم و سوارى بيگم صاحبه قبله را روانه خانهء كردم معه تخت روان ؛ از آنجا حقير به حضرت امام حسين عليه السلام رفته ، زيارت كرده ، نماز عصر كرده - بفضله - به خانه آمدم . مردم براى ديدن آمدن شروع كردند . چار پنج گوسفند ذبح كرده به فقرا دادم .
- بفضله - سيزدهم جمادى الاولى روز سهشنبه : مردم مىآيند . قهوه و قليان ، شربت و شيرينى مىدهم . امروز به روايت شهادت حضرت فاطمه الزهرا صلوات اللّه عليها است .
- بفضله - چهاردهم جمادى الاولى چهارشنبه : امروز اصحّ شهادت حضرت بضعهء رسول اللّه - صلّى اللّه عليهما - است . مردم سى تا مىآيند . قهوه و قليان خورده ، مىروند . براى زيارت حضرت ابا عبد اللّه الحسين رفته بودم .
- بفضله - پانزدهم جمادى الاولى روز پنجشنبه : امروز هم مردم مىآيند .
امروز تولّد مبارك حضرت سيد الساجدين قبلة العارفين زين العابدين صلوات اللّه عليه است و فتح و نصرت حضرت امير المؤمنين سيّد الوصيين صلوات اللّه عليه و اولادها هست . امروز هم مىآيند مردم براى مباركباد حج . قهوه و قليان و شربت و شيرينى مىدهم . شب براى زيارت شب جمعه رفته بودم .
- بفضله - شانزدهم جمادى الاولى [ روز جمعه ] : امروز صبحى براى زيارت هردو حضرت رفته ، براى بازديد علما رفتم منزل آقا سيد محمد مجتهد وقت ، و سيد مهدى برادر سيد مذكور و مراد محمد حسين صاحب و حاجى محمد جواد صاحب و شيخ حسن سلطان و مراد حسن و آقا سيد و شيخ خلف و غيره .
- بفضله - از كربلاى معلّى تا كربلاى معلى ، از روانگى تا ورود به كربلاى معلى - بفضله - حرفا حرفا نوشتم . اميد كه هر كه بخواند يا بنويسد براى مؤلف
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص٢٥١