آب كه حضرت امير صلوات اللّه عليه برآورده خورد ، حضرت هم آن آب ظاهر ساخته ميل خواهند فرمود و نشان آب كه جارى شده بود و حالا هم پيداست و در بعد از حضرت ، قنبر غلام حضرت امير المؤمنين است و نيز معروف كرخى و زبيده خاتون است . و قبر جناب . . . مشهور است و امام اعظم در بغداد است » . « 141 »
نماز ظهر و عصر را كنار آب كردم . وقت مغرب وارد خانزاد شدم كه اوّل منزل است .
- بفضله - يازدهم جمادى الاولى روز يكشنبه : از خانزاد وقت نماز صبح نماز واجب كرده روانه شدم . « كه تمام منزل كاروان مردم است » . بعد از ظهر در نزد پسران مسلم عليه السلام رفته نماز ظهر و عصر كرده به مسيّب رفتم . « در نزد مسيّب در دست كنار شط فرات و دو گنبد كاشى ساختهاند » . « و آب شط فرات بغداد . . . مشهور است كه هر كه آب بغداد يعنى دجله بخورد فربه و دلش سياه مىشود و هر كه آب فرات بخورد لاغر و دل سفيد مىشود . و مزه آب فرات از آب دجله بهتر است » . از جسر طرف كربلاى معلّى رفتم و هم فضل على روانه كردم . وقت شب حاكم مسيّب براى ديدنم آمده بود . خلعت دادم .
- بفضله - دوازدهم جمادى الاولى روز دوشنبه : صبحى نماز كرده ، روانه كربلاى معلى - بفضله - شدم . در راه . . . . و كوهها و نهرها بود . اسب من از نهرى مىگذشت در اين بين در يك نهر پايش لغزيد و در يك نهر آب خدا خواسته افتاد . بد افتاد . من هم افتادم . غرض خداى فضل كرد . والده هم بود . تمام تر شدم . قرآن شريف و خاك تربت مبارك همراه من بود . از اين . . . تباه بشوم .
رسيده بود بلايى ، ولى به خير گذشت . بعد رختها را بيرون كرده باز روانه شدم .
« احوال داخل شدن در كربلاى معلّى
من امروز داخل شدم كربلا * به حق خدا و رسول خدا
ده و دو جمادى الاول بود آن * كه از مكه گشتيم داخل جنان
كه از كربلا باز تا كربلا * مفصل نوشته شده بر ملا »
هامش
( 141 ) . اين مطلب مفصل كه در گيومه است در حاشيه نوشته شده و برخى از كلمات كه جاى آنها نقطه چين است ، ناخواناست .