تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
از من پول فرستاد . يعنى اخوى مكان ميرزا محمد على خان بهادر به تاجرهاى مكه نوشته بودند كه هرچه قدر پول به اين جانب لازم بود ، بدهند سجدات شكر به درگاه حق به‌جا آوردم كه بىمنت خلق كارسازى من فرمود ، ( الحمد للّه رب العالمين » . ) بعد نماز مغربين به خانهء آقا رجب على لنبونى مهمان بودم . - بفضله - ششم ذى حجّه روز دوشنبه : صبحى به حرم مشرّف شدم . نماز و دعا كرده ، به خانه آمدم . و در اين اثنا شنيدم قافلهء شام و مصر رسيد . كجاوه و محمل و تخت روان و غيره بسيار آمدند . غرض ، بسيار تنگ جايى شده است . سيد زين هم آمدند . حنيفه زن بسيار شرير و مفسدند . ترنجا را گريزانيد و لاله . « 106 » غرض ، بسيار نرم و گرم گفتم ، جواب نداد . از خانه باز خطوط نوشتهء جمادى الاول و نوشتهء جمادى الثانى آمدند . ( الحمد للّه ربّ العالمين ) همه به خيراند . - بفضله - هفتم ذى حجّه روز سه‌شنبه : صبحى به حرم رفته ، نماز صبح گزارده ، به خانه آمدم . از يك روايت شهادت مبارك حضرت امام محمّد باقر - صلوات اللّه عليه و آله و أبنائه الطّاهرين - عصر و مغرب رفته ، نماز واجب فريضه خوانده ، طواف كرده ، آمدم . خطوط از خانه آمدند . 22 ماه رمضان نوشته بودند . ( الحمد للّه ربّ العالمين ) همه به خيراند . كار خود را به خداى كريم قوى سپرده‌ام .

[ رفتن به مشاعر مقدسه ]

- بفضله - هشتم ذى حجّه روز چارشنبه : يوم الترويه : صبحى در حرم رفته ، نماز خوانده ، آمده ، تهليلات و غيره خواندم . در راسته‌هاى مكهء معظّمه از كثرت خلق عجب فضيحت است كه به عرفات و منى مىروند . بعده از خانه نوشتهء پنجم شهر رمضان خطوط آمدند . الحمد للّه كما هو أهله و مستحقه همه به خيراند . احوال مندراس و ممبئى هم نوشته . بعده يك اكيلى حمله دار معه خط مستر كهون « بالفور بيك بصره » رسيد كه براى ما - بفضله - فرستاده بود . « 107 » اين همه فضل و عنايت و احسان اوست . من چه شكر ادا كنم . الحمد للّه على كلّ
هامش
( 106 ) . على القاعده اسامى كنيزهاست . ( 107 ) . وقتى به بصره مىرسد ، باز از وى سخن خواهد گفت .