ما آمدند كه امروز مرويد . جمال حرب است . غرض ، بعد گفتگوى بسيار لاچار شده ، رفتن را موقوف كردم . غرض ، ارادهء شيخ صاحب به رفتن دريا و كشتى نيست . بسيار مىترسيدند . اللّه تعالى و چهارده معصوم و حضرت عباس بن امير المؤمنين - صلوات اللّه عليهم أجمعين - كار ما بكنند . كار تو گير افتاده ، مگر مشكلگشا اين عقدهء بسته از يد قدرت خود بگشايد ، و الّا موسم حجّ نيز تنگ شده است و بس . بعد رفتن صاحبان به بقيع مقدّس مشرّف شده ، زيارت جامعهء صغير و عاشوره خوانده ، نماز كرده ، به حرم محترم مشرّف شدم . زيارت كرده ، در محراب النّبى نماز گزارده ، زيارت هفدهم ربيع الاوّل و بسيار ادعيه از زاد المعاد خوانده ، چون كه مسجد خلوت بود ، بسيار وقت بالاى سر اطهر جناب حضرت سيّد الاوّلين و الآخرين - صلى اللّه عليه و آله - نشسته بودم و نماز و زيارت حضرت فاطمه - صلوات اللّه عليهما و على أبيها و بعلها و ذريّتها و شيعتها - كرده ، دعا كردم . بعده در ميان مسجد نبى رسيدم . سيّد اعظم ملاقات كردند . از اوشان دو سخن كرده ، به خانه آمدم . كار خود به خدا و رسول و ائمهء معصومين - صلوات اللّه عليهم أجمعين - سپرده ، نشستهام . غرض ، در غصّه و پيچ و تاب اين روزها مىگذرند . خدا كريم است
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً »
فرموده است .
- بفضله - بيست و دوم شوال روز يكشنبه : صبحى به بقيع مبارك مشرّف شده ، زيارت جامعهء صغير و عاشوره و غيره و نماز خواندم . بعده شنيدم كه امروز هم قافله از ينبوع آمده . من بعد به حرم مطهّر خاتم الانبياء - صلّى اللّه عليه و آله - مشرّف شده ، زيارت هردو معصوم كرده ، نماز كرده ، از ملا على نقى استخارهء قرآن شريف كنانيدم . بالاى سر مبارك حضرت اين آيهء شريفه از سورهء « توبه » بر آمد :
« وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ »
( توبه : 112 ) إلى آخره . بعد به خانه آمده ، مفلح را طلبيده ، به حق - سبحانه و تعالى - توكل كرده ، براى رفتن بند و بست - بفضله - مىكنم . آخر - بفضله - بيعانه به جمّال دادم . بعده شيخ خلف آمدند ؛ الغرض ، رفتن موقوف . بعده وقت مغرب دو شاله و يك قند بزرگ از دست حاجى عظيم ( ميرزا كاظم ) به اذن على فرستادم . بعد از گفتگوى بسيار گرفت . ميرزا عبد الوهّاب و غيره مىخواستند بروند . اذن على مانع