قافله بعد ده روز مىرود . وقت عصر عبد اللّه شربهجى كوتوال « 68 » شهر مدينه آمده بود . صله دادم . ( از حضرت فاطمه - صلوات اللّه عليها - منقول است : كه پدرم رسول خدا فرمود : هر كه سه روز متوالى بر من و بر تو كسى سلام كند ، بهشت از براى او واجب مىشود ؛ و در ضريح پيغمبر نوشته است : « من زار قبرى وجبت له شفاعتى » و يك حديث نوشته است در حضرت : « من زار بعد مماتى كمن زار فى حياتى » ؛ ديگر حديث بر منبر « 69 » حضرت نوشته است : « ما بين قبرى و ممبرى روضة من رياض الجنة » . ) « 70 »
- بفضله - شانزدهم جمادى الاولى امروز دوشنبه : صبحى به حرم شريف رفته ، از آنجا به بقيع رفته ، زيارت جامعهء كبير و زيارت عاشوره خوانده و دعاى عافيت صحيفهء كامله خوانده ، به خانه آمدم . عصر باز به حرم شريف رفته ، باز به خانه آمدم .
- بفضله - هفدهم جمادى الأولى روز سهشنبه : صبحى به حرم شريف رفته ، از آنجا به بقيع رفته ، زيارت جامعهء كبير خوانده ، از آنجا نزد ميرزا اسماعيل رفتم .
از آنجا به خانهء شيخ الحرم رفتيم . بسيار خلق و اخلاق نمود و براى استقبال من آمد . جاى بسيار خوب است . خانهء حضرت عايشه است . و باز به حرم رفته ، زيارت كرده ، به خانه آمدم .
« من نزد شيخ حرم رفته بودم . يك روز در يك خانهاى نشسته بود . گفت : هذا بيت العائشه ؟ من پرسيدم كه حضرت در آنجا دفناند . مىگويند اين خانه خانهء حضرت عائشه است ؟ گفت لا لا ، آن خانه مختصّ حضرت پيغمبر بوده است ، اين خانه خانهء عائشه بوده است » « 71 »
وقت مغرب نيز به حرم محترم رفته ، نماز و زيارت خوانده ، به خانه آمدم .
هامش
( 68 ) . در حاشيه آمده است : محاسبه كننده . ( معناى كوتوال به معناى نگهبان قلعه است . اصل لغت هم گويا هندى است ، زيرا كوت در هندى به معناى قلعه است . قلعه بيگى و دژبان معناى آن است ( مصحح ) ) .
( 69 ) . در اصل : ممبر .
( 70 ) . آنچه در پرانتز آمده در حاشيه متن و به خط متفاوت نوشته شده است .
( 71 ) . داخل گيومه در حاشيه نوشته شده است .