اوّل سنهء 1196 جلوسى مباركه روز يكشنبه : امروز صبحى پيش از نماز به حرم رفته ، از آنجا نماز و زيارت كرده ، به بقيع رفته زيارت كرده ، به خانه آمدم . ميرزا اسماعيل ناظر و احمد خان آمده بودند . بعد رفتن ايشان به خانهء سيد زين العابدين شافعى رفته بودم . بعد شيخ خلف نزد خانهء من آمده خانه كرايه گرفتند ، من پولش دادم . ( و محل ميرزا محمد حسين شهرستانى نيز در آنجا بودند . ) من براى ديدنش رفته گفتم كه خانهء من حاضر است و خانهء شما است ، تشريف بيارند ؛ قبول كردند . عصر خبر آمد كه شتران من حربىها بردند . ( نوزده شتر خوب بودند ) من حاجى مفلح را پيشتر گفته بودم كه اسماعيل آقا مرا گفته است از معرفت او بفرستم براى چريدن ، قبول نكرد . خود بىحكم به ينبوع رفت ، شتران رفتند .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
- بفضله - دويم جمادى الاولى سنهء 1231 هجريهء مقدّسه مطابق پانزدهم ماه اوّل سنهء 1196 جلوسى مبارك روز دوشنبه : - بفضله - امروز من مسهل گرفتم .
به حرم شريف نرفتم . سبحان اللّه يكى مسهل در هند گرفتم يكى در اينجا ، الحمد للّه رب العالمين . ( برادران و مامو صاحب قبله و خالد صاحبه قبله و . . . . . ) وقت عصر مولوى عبد اللّه هندى آمده بود براى ديدن من .
- بفضله - سيوم جمادى الاولى سنه اليه مقدّسه روز سهشنبه : امروز دو ساعت روز برآمده به حرم شريف و به بقيع مشرّف شدم . زيارت هردوجا خوانده ، در بقيع زيارت جامع كبير خواندم و به خانه آمدم . شب شيخ خلف آمده بودند . و وقت عصر حاجى صالح آمده بود .
- بفضله - چهارم جمادى الاولى روز چارشنبه : امروز نيز مسهل گرفتم . ميرزا رضا قلى براى ديدن من آمده بودند . بسيار لاغر شدهاند . ضعف به هم رساندهاند .
قدرى نشسته ، رفتند .
- بفضله - پنجم ماه جمادى الاولى روز پنجشنبه : امروز وقت چاشت به حرم شريف رفته ، از اينجا به سوى بقيع مىرفتم . در راه سيد خضر ملاقى شد . بسيار سخنان كرد . و بعده به بقيع رفته ، زيارت جامعهء كبيره خوانده به خانه آمدم . ميرزا اسماعيل ناظر و آخوند ملا محمد لواسانى آمده بودند . قدرى نشسته ، رفتند . وقت