بسمرقند احضار داشته چون بكاشان رسيد روز ديگر بضرورتى ببازار آمد . از فراز معجر دكانى اسطرلاب كار عبد الحكيم [ را ] كه بهترين اسطرلابها است آويخته [ ديد ] . خواست ابتياع نمايد . غياث الدين كه در آن دكه واقف بود جواب گفت اگر ترجيح بلامرجح نباشد مضايقه جايز نيست . قاضى زاده چند مسئله از [ 302 پ ] غوامض مطالب رياضى تحقيق كرد . حكيم بلا تأمل حل نمود . مومى اليه متحير ماند و او را به منزل خويش دعوت كرد . شب را بصحبت يك ديگر روز نمودند .
چون بسمرقند رسيد و براى تهيهء عمل زيج مهيا شد به ميرزا الغ بيك گفت در كاشان غياث الدين جمشيد را ديدم كه با دو ذراع قامت شبر به شبر افلاك را پيموده است ، همانا جز بوجود او حصول اين مدعا محال است . لهذا فرمان باحضار غياث الدين جمشيد رسيد . با تخت روان و احترام بىپايان درك حضور سلطان نمود و انجام عمل زيج بديع را تعهد كرده بپايان رسانيد .
* * * و اما حدت و برودت هواى كاشان : بعد از تشخيص درجات عرض و طول بر ارباب دانش مبرهن است كه اين بلد قريب باعتدال و هر فصلى از فصول اربعه در تأثير تقاضاى خويش مستعد و مستقل [ است ] ولى نظر بمجاورت درياى نمك يبوست بر رطوبت هوا غالب و عارض [ است ] و اين مسئله از پيش بشرح پيوسته [ و ] حاجت بتكرار نيست .
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٤١١