ششم مرحوم محمد كاظم خان و از آن مرحوم شش ورق زيب روضهء وجود شده :
الورقة المباركة الاولى عاليجاه جلالت و نبالت انتباه فخامت و مناعت دستگاه افصح الفصحا و ابلغ البلغا فتح الله خان المكنى بابو النصر المتخلص به شيبانى كه در نظم و نثر و فضايل و كمالات او به چند فردى كه نظر بمناسبتى انشا كرده و يك فرد از اشعار ابو القاسم فردوسى طوسى را تضمين نموده هنگام معاودت از كرمان و مهاجرت از ملازمت نواب مؤيد الدوله قرع السمع نواب معزى اليه داشته اكتفا مينمايد .
مرا چه گوئى [ گوئى ] زبان گويا نيست * و يا دل و جگر و بازوى توانا نيست
گهر نه ، دانش نه ، فضل نه ، سماحت نه [ 291 ر ] * قلم نه ، تيغ نه ، يا طبع گيتى آرا نيست
هزار گونه هنر هست و از هزار افزون * ولى چه حاصل چون مرد كار فرمانيست
بجستجوى زمانه بسى بپيمودم * كنون ندانستم كم زمانه جويا نيست
ز دجله تا بلب هيرمند شد معلوم * كه بخت مرد هنرمند هيچ و الا نيست
شدم به دريا غوطه زدم نديدم در * گناه بخت من است اين گناه دريا نيست
الحق مراتب مزبورهء منظومه همه بيان واقع است .
ورق دوم مرحوم محمد حسين خان ، سيم محمد جعفر خان ،