تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
بوده و خواهر اعيانى [ 288 پ ] مرحوم عبد الرزاق خان را بزنى گرفته و از آن زن چهار فرزند ذكور آورده كه يكى مرحوم محمد حسين خان است . و چنان مشهور است كه از اثر نفس غياث الدين محمد است كه در معين - آباد قمصر كه بنام جد آن مرحوم آباد بوده ناخوشى و با تا كنون ديده نشده است ، و همچنين در زمان حيات آن مرحوم برخى حكام جور از يمن دعا و همت او تائب شده و بعضى فانى و به هلاكت رسيده . و محمد حسين خان در زمان ملوك زند بحكومت قم و محلات و تفرش و ساير البلوك برقرار بوده و در آن حكومت دو نوبت بر تركمانيه كه در آن عهد تا سلم و جوز آباد قم را ميتاخته‌اند غالب آمده ، و تجديد پل دلاك و كاروانسرائى كه در جنب او است از آن مرحوم است و باروى شهر قم نيز از آثار اوست كه در اين باب شعراى آن عهد قصايد و تاريخها گفته‌اند . از جمله هاتف را قصيدهء معروف و مشهور است كه اين مصراع آن ظاهرا تاريخ آن بنا است يا اشاره به آن عمل است ، گفت سدى نيك گرد [ 289 ر ] قم كشيد اسكندرى » و تا زمان غلبهء سلطان شهيد آقا محمد خان الا دو سه ماهى كه نجف خان از جانب جعفر خان زند بسردارى عراق بقم آمد بالاستقلال حكومت آن نواحى با مرحوم محمد حسين خان بوده ، و در وقت محاصرهء قم سلطان شهيد را با محمد حسين خان عهد و شرطى در پرده رفته و بعد از شكست نجف خان محمد - حسين خان در ركاب آقا محمد شاه به كاشان آمده و عبد الرزاق خان را مصادره كرده‌اند و سليمان خان اعتضاد السلطنه را براى اخذ بقيهء وجه مصادره بكاشان گذاشته و دو نفر پسران عبد الرزاق خان را بگروگان بگرگان برده‌اند .