تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و چون محتمل است بعضى از عدم احاطه و اطلاع بخندند و طعنه زنند كه مصنف اين كتاب از آنكه خود از اقارب ملك الشعرا و از اين سلسلهء دنبلى ضرابى شهره است در [ 241 پ ] تشخيص نژاد و نسب خود استغراق و غلو كرده و در تعريف آنها افراط و تفريط نموده لهذا لازم است براى معترضين اشخاص مفصلهء مزبوره را موافق تذكره و تواريخ معتبرين مورخين سابقين بطريق اجمال يك بيك را بر نگارد كه شغل و شأن و ممالك متصرفى و مآثر و مفاخر سلطنت آنها چگونه ، مولدشان كجا و مرقدشان چه جاست تا بخوانند و بدانند .
گرچه ما بندگان پادشهيم * پادشاهان ملك صبحگهيم گنج در آستين و كيسه تهى * جام گيتى نما و خاك رهيم رنگ تزوير پيش ما نبود * شير سرخيم و افعى سيهيم شاه منصور واقف است كه ما * پاى همت بهر كجا كه نهيم دشمنان را ز خون كفن سازيم * دوستانرا قباى فتح دهيم
پس مبدأ سلسله و نژاد و مرجع عقيده و اعتقاد خود را انوشيروان عادل و مظهر شؤونات عقل كامل يعنى حضرت ختمى مآب صلى اللّه عليه و آله مقرر داشته الى يومنا هذا مفروض [ 242 ر ] ميدارد . اول انوشيروان مبدأ خروج اين سلسلهء دنبلى است ، معاصر عبد اللّه بن عبد المطلب پدر حضرت خير البشر . زمان سلطنت و ايالتش مقارن طلوع و تولد آفتاب بطحا شد و از مفاخر و مآثر او همين بس كه آن حضرت فرمود از مقامات شرافت من يكى آنست كه در زمان انوشيروان عادل پا بعالم خاك نهادم .
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 327 | عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )