تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
زبان حالش در تهنيت آن توقيع كه در [ 225 پ ] تجديد و امضا و تشييد مناصب قبل از ناحيت اقدس و ساحت مقدس عزّ صدور يافته بود مترنم اين مضمون گرديد :
شمع داريم و شمع پيش نهيم * گر بكشت آن چراغ ما را باد
و اما بايد دانست كه بعد از ارتحال مرحوم نايب الصدر در ميان آن طايفه اختلاف پديدار شد . بعضى گفتند كه موافق نصّ صريح محفوظ به خط و مختوم بخاتم خود آن مرحوم ولايت عهد و امامت عصر بجناب آقا محمد كاظم اصفهانى ملقب به طاووس العرفا مفوّض و موكول است و سالكين اين طريقت بلكه عموم خلق اللّه را بلطيفهء « من عرفه فقد عرفنى و من عبده فقد عبدنى » موفق داشت و طاووس العرفاى مزبور ابراز آن توقيع و ادعاى ارتقاى به آن مقام منيع كه ولايت اعظم و امامت عالم است نمود و جمعى از صوفيهء اصفهان و معدودى از سالكان كاشان بمهدويت و ربوبيت شخص وى را ستودند و بولايت و امامت او قائل شدند ، العهدة على القائلين . و تقريبا دو سال قبل علماى شريعت غرّاى احمدى اصفهان بالاتفاق نسبت [ 226 ر ] طغيان و نفاق به او داده بكفر و ارتدادش فتوى داده اخراج بلدش نمودند . اضطرارا بكاشان [ آمد و ] بعد از چند روز با عيال و علاقه بطهران شتافت . مع القصه غصن دوم از شجرهء اصليهء طيبهء اوليهء جناب حاجى ملا محمد حسن مزبور است و از آن حضرت يك ورق بظهور رسيده : جناب آقا محمد . و اما غصن سيم جناب مستطاب علام فهام جامع المنقول منبع الفروع
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 304 | عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )