كه در علم و عمل بىنظير و همواره حضرت مباركش مرجع و پناه خلق اللّه بوده ، و او را يك غصن بظهور آمد جناب عليين آرامگاه شريعتمدار آقا مير عبد الحى انار اللّه برهانه و از او پنج صنو بردميد :
ارشد و اعظم و ازهد و اعلم آنها بندگان شامخ الاركان شريعتمدار آقاى حاجى سيد محمد تقى نور اللّه مرقده بود كه الحق از فحول مجتهدين و فقها و رأس محققين و عرفاى عصر خود و اهل زمان [ بود ] و براى مرضاى مبتلا از پيش ماندهء غذاى او استشفا همى نمودند و نور كشف و كرامات او از مآثر و مقامات و مقالات و مصنفات چه از علوم تقليد رسميه و چه از فنون عقليه و ذهنيه اظهرو اشهرو بيشتر شايعتر از آنست كه حاجت باظهار و تذكار باشد يا در اين اوراق بگنجد و خود اين ضعيف هنگامى كه طواف بيت [ 214 پ ] الحرام را مصمم بود تا عتبات عاليات ملتزم ركاب فيضيات ذهاب با بركات مباركش بودم مكرر ميشنودم كه ميفرمود :
بشوى اوراق اگر همدرس مائى * كه درس عشق در دفتر نباشد
و در سنهء يكهزار و دويست و پنجاه هشت بعالم بقا شتافت ، در صحن مقدس حبيب بن موسى سلام اللّه عليه مدفون و مقبره و ضريح شريفش زيارتگاه ارباب نياز است و آن بزرگوار را [ چند ] گوهرپاك و اختر تابناك فخر عالم آب و خاكند و هريك در اين شجرهء طيبه بيك ورق تعبير شدهاند .
اما الورقة المباركة الاولى جناب مستطاب كهف الاسلام و قبلة - الانام حامى دين مبين و حافظ شريعت سيد المرسلين قدوة العرفا ناصر الاوليا