تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
زنانه داماد كه از سايرين مقدم باشد به رئيس زنانه عروس گويد بزبانهاى چرب شيرين كنايه‌آميز كه غرض از تصديع و اظهار يك جهتى همان است كه پسر ما را بغلامى خود قبول كنيد . در جواب بگويد دختر ما كنيز شماست . آنوقت شيرينى و تنقلات و مشروبات و ميوه‌جات [ 188 ر ] و تره‌بار حاضر كنند . مادر داماد بگويد از همه شيرين‌تر ملاقات عروس است . خواهرعروس برود و او را با صد قلم بزك و آرايش و ناز و اظهار حيا و حجاب و تجافى و استيحاش حاضر نمايد .
بر گلش از زخم دست كاشته خيرى * بر مهش از آب چشم ريخته اختر كرده زمين را ز رنگ روى منقش * كرده هوا را ز بوى زلف معطر عبهرچشمش گرفته سرخى لاله * لالهء رويش ربوده زردى عبهر
وارد شود و با صد هزار وقار و حيا و غنا و استغنا كه لازمهء سلاطين حسن است نزد بزرگان زنانه داماد نشيند و رويش را ببوسند و تعريف و تشكر و اظهار فرح و انبساط نمايند و چون مجلس عصرانه به آخر رسد بر خيزند ، دو دسته با يك ديگر رسم تعارف رعايت كرده تا درب خانه مشايعت نمايند . آنوقت زنانه داماد بگويند عصر فردا مردان ما برسم خواستگارى و شيرينى خوران مردان شما را زحمت خواهند فزود . عصرانه فردا را مردان بوعده وفا كرده باتفاق تنى از علما كه اين وصلت را [ 188 پ ] خطبه از ائمه دين كه مفاد آن استحسان و