شد [ چه ] از بىآبى [ 160 پ ] و چه از جهت اشجار و باغاتى كه بىآب مانده خشك و خراب گشت زياده از دويست هزار تومان به تخمين رسيد .
و اما آتش گرفتن در اين حدود معهود نيست ، چه كه خانهها و عمارات و بازار بالمره از خشت و گل و آجر و گچ است و اگر بعضى از سقف عمارات را تير بيندازند از بيم موريانه در گچ خالص پنهان و مضمر نمايند . مگر گاهى كارخانههاى فخارى و خبازى كه هيزمهاى دشتى و حشيش كوهى اندوخته كنند براى زمستان ، اتفاق آتشى به آنها رسيده مشتعل شوند - ديگر احدى در صدد اطفاى آن نيست . زيرا كه فرضا هزار خروار بل متجاوز حطب و حشيش خشك كه ناگاه مشتعل شود و مطلع شوند در حالتى كه فوران آتش از سر همه بلنديها گذشته باشد بديهى است كه پنجاه ذرع نزديك آن نتوان رسيد و نهايت ضرر اين گونه وقايع يك صد تومان است .
باب هشتم از فصل دوم سلطان گردش و تغيير حكومت و تاخت و تاز كى شده و سبب كه بود ( ه ) و كجا واقع شده و ضرر چه رسيده است
جواب [ 161 ر ] آنكه چون قبل از اينها عموما صفحات ايران ملوك الطوايف بود هرگاه فيما بين دو نفر ملوك جنگى واقع همى شد و ايشان غالب و مغلوب و قاهرو مقهور همى گشتند لهذا در كل ممالك و بلاد تاخت و تاز و نهب و غارت رخ نموده رعايا و سكنه و عابرين پايمال ذهاب و اياب لشكريان بودهاند و اين بليه انحصار بيك بار و ده بار نداشته