در مدح بانوى عاليقدر خاندان نبوت ، حضرت فاطمه معصومه عليها سلام و وصف صحن و بارگاه آن حضرت در ارض اقدس قم
ز باد حوادث گلى از پيمبر * در اين خاك عنبرفشان آرميده
يكى لاله از لالهزار ولايت * به گلزار قم بين چسان آرميده
گل گلشن فاطمى بين كه چونان * ز دست قضا نوجوان آرميده
در اين بارگاه رفيع دلافروز * نهان زيب اهل جنان آرميده
در اين ارض اقدس يكى گوهر پاك * به تقدير چرخ زمان آرميده
درخشان مهى دخت موسى بن جعفر * كزو كشورى در امان آرميده
جبين سابه خاك درش هان كه بىشك * در اين بقعه جان جهان آرميده
به گرد حريمش بسان كبوتر * هزاران ز روحانيان آرميده
به پيراهن مشعل پر فروغش * شهان و دو صد عالمان آرميده
به فردوسيان گو به قم اندر آيند * كه زينتده حوريان آرميده
كمال و شرف علم و جاه و جلالت * به هر سوى اين آستان آرميده
به هرجا كه گامى نهى با تأمل * فسرده تنى شادمان آرميده
قدمها به آرامى اينجا فرو نه ! * كه در اين زمين گلرخان آرميده
هزاران گل و بلبل و سرو و سوسن * دو صد نرگس و ارغوان آرميده
به عبرت نظر كن كه بينى در اينجا * هزاران سرو سروران آرميده
بسى اختران فروزنده باشد * كه در زير اين آسمان آرميده
خوش آنان كه در قم همى جان سپارند * خوش آن كو درين گل مكان آرميده
خوش آن روزگارى كه در قم گذشته * خوشا حال آن كه شبان آرميده
چه غم دارد از روز محشر دوانى * كه در ظلّ اين سايبان آرميده