تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 58

مساهمون:

صقسم دوم ٥٨
شمشير بهر دو پاى او زد و او را بيفگند و سر او برگرفت و باديه با سند شد ، آنجا بنشست و نصير الدّوله از آوند و آنكه اين ساعت دعوى صاحب طرفى ميكنند [ ؟ ] « 1 » و رستم جمله كهستان از ليلوار و سعيده ديه و سرانشاور با دست تصرّف خويش گرفت و علىّ بن اللّيث با تركان دامغان يكى شده بود و لشكر آورده و زارم غارت كرده و بزارم بنشسته بود ، رستم از اين آگاهى يافت تاختن بسر او برد و حرب كردند ، علىّ بن اللّيث را او بشكست و با دامغان آمد ، رستم با ليلوار آمد و بنشست از بهر آنكه رستم بن كيخسرو هروقت لشكر تركان بليلوار آوردى كه بهرام شحنگى درويشان به دو داده بود ، اصفهبد علاء الدّوله چون ازين حالها وقوف يافت از كيسليان ايزد داد كوشيار و بهمن بن كيخسرو را بفرستاد تا بسر شهر آكيم سنگور شوند كه او خدمتكار اصفهبد بود و از وى برگرديده پيش بهرام شده بود ، او را با پادشاه شهر آكيم و پادشاه دارا و اسكندر بن سياوش كه همه باوند بودند بگرفتند و پسران پيله كلاه دوين « 2 » كينخواز و ناما گوش و عامل بهرام ابراهيم قصّاب را بگرفتند ، بفرمود تا پادشاه دارا را پى بكردند و ابراهيم قصّاب را بكشتند و شهر آكيم بر دست ملك علاء الدّوله توبه كرد و بعد از آن اصفهبد كجمج بن غازى را بخواند ، بدامغان اسفهسالارى نشسته بود از آن سلطان ، طغرل نام ، پيغام داد كه مردم ترا از ولايت من ناگزير است و بهرام با اوست ، من نخواهم گذاشت كه ايشان آنجا باشند چون باستراباد رسم بما پيوندد ، طغرل جواب داد كه فرمان بردارم ، « 3 » و بدين موجب فرامرز لنگرود پيغام داد كه من مطيع « 4 » اصفهبدم امّا گرشاسف بالمن گفت كه محمّد حبشى به من نزديكست و اصفهبد دور ، من با او نباشم من كناره كنم ، پيش هيچ دو كس نيايم بكناره شوم و بنشينم ، چون حال عرضه داشتند اصفهبد لشكر طبرستان و لارجان و رويان و آمل را بخواند و بتميشه آمد و بنشست و محمّد حبشى و بهرام را از انديشه اصفهبد آگاه كردند ، گفت ما را تدبير خويش بايد كرد ، پسر
هامش
( 1 ) - اين جملهء تحريف شده فقط در الف هست و تصحيح آن ممكن نشد . ( 2 ) - ب : دوين ( 3 ) - بجاى اين جمله در ب چنين آمده : « مردم ترا از ولايت من ناگزير است بايد كه با من يكى باشى و بما پيوندى تا محمّد حبشى و بهرام را از ميان برداريم ، طغرل اجابت كرد ، درين وقت محمد حبشى بگرگان نشسته بود و بهرام با او بود » ( 4 ) - در اين قسمتها بطور كلّى ب از الف مختصرتر است ، هم بسيارى از جمله‌ها را انداخته و هم عبارات را به قصد اختصار خلاصه كرده ، متن كاملا مطابق با نسخهء الف است .
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 58 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب