تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
ازين حال واقف ببود بآمل آمد و مردآويج ناصر را به راه لارجان گسيل كرد و او به راه دنباوند بشد ماكان به راه دلاوه رود « 1 » پيش آمد و ناصر را بزد و بسيار خلق را بكشت ، مردآويج از دنباوند بازگرديد ، با رى شد و پسران بويه در اين تاريخ ملك پارس و كرمان گرفته بودند و بر آن حدود مستولى شده ، او باصفهان شد تا تدارك آن مصالح كند روزى بگرمابه درشد ، او را پاره‌پاره كردند .

ذكر وشمگير و احوال او با ماكان

چون مردآويج مقتول شد برادر او شمگير بن زيار برى بود لشكر رى به دو بيعت كردند و چون كار ملك عراق برو مستقيم شد شيرج بن ليلى و لشكرى و بو القاسم نانجين « 2 » را بطبرستان فرستاد ، ماكان را از طبرستان بيرون كردند با گرگان افتاد روز شنبه ششم رمضان سنهء ثلث و عشرين ، و ابو بكر بن المظفّر و ابرهيم بن فارس هردو آنجا بودند با بو القاسم نانجين بگرگان آمدند و ايشانرا بكلّى از گرگان بيرون كردند و با نيشابور افتادند و شيرج و لشكرى هردو بارى شدند ، بو القاسم نانجين بگرگان بنشست و يكسال آنجا بماند تا روزى بميدان در رمضان سنهء اربع و عشرين و ثلثمايه گوى زد اسب خطا كرد بيفتاد و بمرد ، از گرگان بتابوت درنهاده با سارى آوردند و دفن كردند ، و جمله لشكر او كه بگرگان بودند بر ابرهيم بن كوشيار بيعت كردند و امير ابو طاهر وشمگير از رى لشكر كشيد و بآمل آمد و از آمل بسارى و چون او بسارى رسيد ابرهيم بن كوشيار از گرگان به خدمت رسيد ، او را از آن لشكر معزول كرد و بر همان مرتبه كه بود فروداشت و ابرهيم پشيمان شد برآنكه از گرگان بيامد و وشمگير بمدّتها بسارى بماند تا بآمل ابو على خليفه و لنگ دبير « 3 » را كه عاملان او بودند بكشتند در محرّم خمس و عشرين و ثلثمايه ، او بنشابور فرستاد و با ماكان عهد كرد ، او را بياورد و گرگان به دو داد و لشكر طبرستان بابى داود اسپاهى بن آخر يار داد و فرمود كه با ابو موسى بن بهرام كه بديلمان خلاف كرده بود حرب كند و از آن جانب اليش ازو بازگيرد ، و بآمل ابو جعفر محمّد بن احمد النّاصر نشسته بود ابو داود بآمل شد و با ابو جعفر ناصر بحرب ابو موسى رفتند و چند شبانروز جنگ بود تا عاقبت ابو موسى شكسته آمد ، او را از آن ولايت بيرون كردند
هامش
( 1 ) - كذا در الف ، ساير نسخ : والارود ( 2 ) - اين كلمه در ساير نسخ نيست ، در ابن الأثير : بانجين ( 3 ) - كذا در الف ، ساير نسخ : لنكرجه پير ( ؟ )